حضرت باشند - قرار داده و تصرف در حصة اللَّه و حصة الرسول را نيز محول به امام عليه السلام نموده كه وى عدّه مخصوصى را ( درماندگان سادات ) با محدوديت خاصّ اداره كند و ما بقى را - كه در حقيقت ، بودجهء مالى و ضامن اجراى برنامههاى مذهبى است - بر طبق نظر صائب و مصون از خطا و اشتباه خود براى اعلاى كلمة اللَّه مصرف نمايد :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَي وَ الْيَتَامَي وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ » . « 1 »
من آرزو دارم اين بودجهء عظيم اسلامى در محلّ امنى و صندوق مشتركى به نام بيت مال اللَّه يا بيت مال امام قرار دهند و براى نگهدارى و مصرف آن هيئت امناى مالى از عالىترين و عاقلترين و روشنترين افراد و روحانيت - كه مورد اعتماد و اطمينان همه باشند - تعيين نمايند ؛ بدان نظر كه از هرج و مرج و ريخت و پاش و حيف و ميل و مراحل ثلاثه قبل الوصول و حال الحفظ و عند المصرف مصون و محفوظ بماند ؛ به نحوى كه همه جامعه روحانيت از رييس و مرئوس در حدود ضرورت خودشان جيره خوار صندوق باشند .
اين درست نيست كه هر كس ، در هر جايى ، آن را پيدا كند ، بگيرد و به هر وسيله و عنوان و كاغذ پاره و توصيهء پارتى و حيل شرعيه و تزوير و بخشش اكثر و گرفتن اقل اختلاس كند و بربايد و اتلاف نمايد و سپس بر همهء جرايم خويش با توبههاى خاصّ و لطايفالحيلى قلم عفو كشد ، و رفته رفته كهنههايى ، نو و فقيرهايى ، غنى و عيشهايى مرفّه شود . و هر روزى ويرانهايى آباد ، ساختمانهايى بنا و قصرهايى از روى زمين سبز شود ؛ نه اسلام را از آن يقينى ، نه قرآن را رونقى ، نه حقيقت را اثباتى ، نه دين را رواجى ، نه خانهء ايمان را مرمّتى ، نه پيكر زخمى ديانت را مرحمى ، نه جسد نيمه جان آن را نيروى حياتى ، نه ترويج دين را توسعهاى و نه دشمنان حملهور قرآن را دفاعى حاصل آيد .
هامش
( 1 ) و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد ، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [ او ] و يتيمان و بينوايان و در راهماندگان است ( سورهء انفال ، آيهء 41 )