تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
مىگيرند و تفسيق و تكفير مىكنند و قلم‌ها و زبان‌ها بر ضدّ هم به حركت در مىآورند ؟ چرا و به چه جهت ؟ إِلَهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ [ تَعَالَى ] سُبْحَانَهُ بِالاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْه . « 1 » فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُم . « 2 » گفته مىشود هنگامىكه در اندلس عده‌اى از كشيشان مسيحى در غرفه قصرى سخن از سرِ دار رفتن مسيح مىگفتند كه آيا آن [ حضرت ] روحش از سرِ دار به عالم بالا رفت يا همراه با بدنش بود ؟ و آن چنان گرم مباحثه بودند كه كتاب‌ها و كفش‌ها بر سر هم مىكوبيدند ، به ناگاه اطلاعى در رسيد كه اينك لشكريان اسلام شهر را فتح كرده و وارد قصر مىشوند . آرى وضع روحانيت فعلى مسلمين قريب به اين معناست : « أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ » . « 3 » و مما نزل من الحق ، التنبه و القيام و العمل .

راجع به سهم امام عليه السلام

دوست عزيزم خداوند بزرگ خمس را بدان جهت كه مورد اهمّيت شديدش قرار دهد و از حيف و ميلش محفوظ دارد ، ذات اقدس خود را نيز سهيم كرده ، حصه‌اى براى خود و حصه‌اى براى رسول صلى الله عليه و آله و حصه‌اى براى ذوى القربى خاصّ وى - كه جانشينان آن
هامش
( 1 ) خداى آنان يكى است ، پيامبرشان يكى است ، و كتابشان يكى است اين خلاف براى چيست ؟ خدا گفته است به خلاف يكديگر روند و آنان فرمان خدا برده‌اند ؟ يا آنان را از مخالفت نهى فرموده و نافرمانى او كرده‌اند ؟ ( نهج البلاغه ، خ 18 ) ( 2 ) شگفتا ! به خدا كه هماهنگى اين مردم در باطل خويش ، و پراكندگى شما در حقّ خود ، دل را مىميراند ، و اندوه را تازه مىگرداند ( نهج البلاغه ، خ 27 ) ( 3 ) آيا براى كسانى كه ايمان آورده‌اند هنگام آن نرسيده كه دل‌هايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [ و فروتن ] گردد ( سورهء حديد ، آيهء 16 )