هر ساعتى هزاران خطوط آموزنده در آن منقوش مىگردد و محو مىشود - درس اطّلاع و تنبّه و جهش و تپش و اتّحاد و تقارب و تفاهم و تسالم نخوانند ؟
آيا آنها صداى رساى اوّلين رهبر عالم آن امنيت را از مكّه معظّمه نمىشنوند :
تَتَكَافَى دِمَاؤُهُمْ يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ هُمْ يَدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ . « 1 »
پيروان من امتيازى از نظر خون و نژاد ندارند . تعهدات سياسى و اجتماعى كوچكترين فرد آنها ، بدين جهت كه در صف واحد و داراى يك هدفاند ، تعهدات همگانى است و آنان همانند انگشتان يك دستاند و در مقابل دشمن نيروهاى درهم فشردهء متبدّل به يك نيرويند . شما در جلد 14 بحار ، صفحه 340 اين روايت را مىيابيد كه امام ششم عليه السلام در حديث اهل قم فرموده :
لَا يُرِيدُهُمْ جَبَّارٌ بِسُوءٍ إِلَّا عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ مَا لَمْ يَخُونُوا إِخْوَانَهُمْ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ جَبَابِرَةَ سَوْء . « 2 »
حالا متوجّه مىشويد كه چرا آتش فتنه و عذاب بر ايشان مىبارد و مورد ترحّم حقّ تعالى واقع نمىشود : « مَا لَمْ يَخُونُوا إِخْوَانَهُمْ » . به حقيقت سوگند كه مجاز نگويم و راه به كژى و انحراف نپويم . مسلمين جهان ، جزء عدّه معدودى ، سخت در غفلت و اشتباهاند و در محاصره انديشه و تأمّل و در اسارت فكر و تعقّل ؛ چه آن كه اكثريت قريب به اتّفاق آنها در اصول عقايد و اخلاقيات و مبانى مهمّه اسلامى وحدت نظر دارند ؛ به ويژه در پذيرش اين كتاب آسمانى و نسخهء حياتبخش انسانى همه متّحد و متفقاند . پس چه امرى رخ داده كه موارد اتّفاق را ناديده مىگيرند ؟ و اختلافات فرعى را دستاويز مىكنند و سختتر از دشمنان خارج از هم فاصله
هامش
( 1 ) مسلمانان برادرند و خونشان با هم برابر تعهد پستترين آنها به عهده همه است و همه بايد عليه ديگران همدست باشند ( امالى الصدوق ، ص 351 )
( 2 ) كسى آنها را به بدى قصد نمىكند ، مگر اين كه در عقوبت او تعجيل مىشود تا وقتى كه به برادرانشان خيانت نكنند . وقتى خيانت كردند ، خداوند ستمكاران را به آنها مسلّط مىكند ( بحار الأنوار ، ج 57 ، ص 218 )