چه خطوطى و چه كسانى سعى دارند انديشه استاد مطهرى را به فراموشى بسپارند و اصولًا خطوطى كه با استاد مخالف هستند كداماند و ريشههاى واقعى مخالفت آنان چيست ؟
* ايشان يك اسلام شناس و درك كنندهء اسلام راستين بود و چون عقايد و عمل و اخلاق و روش و فروع را خوب درك مىكرد و اسلامى راستين را مىگفت و مىنوشت و طرفدار اسلام حقيقى بود ، قهراً عدهاى با مرحوم مطهرى مخالفت داشته و دارند و حداقل سه تيپ با ايشان مخالفاند :
تيپ اول ، ماديون و ضد الهيون هستند ؛ چرا كه استاد اسلام شناس و پياده كنندهء اسلام بود و مخالفان او در درجهء اول آنهايى هستند كه ضد اسلاماند . مرحوم مطهرى به خوبى مىتوانست جواب ماديون را بدهد و عميقاً در بحث وارد بشود و از اين رو ، از ابتدا آنها با ايشان مخالفت داشتند .
تيپ دوم ، آقايان التقاطى هستند كه با مرحوم مطهرى جدا مخالف هستند . على عليه السلام در نهج البلاغه در بارهء التقاط صحبت مىفرمايد كه : اگر جايى حق كاملًا روشن بشود ، ديگر كسى به دنبال باطل نمىرود . باطل در جايى رواج پيدا مىكند كه در لباس حق باشد و خود را پيام حق معرفى كرده ، و مردم را گول مىزند و مردم مىپذيرند . اگر در جايى باطل عريان و بدون لباس باشد ، يعنى حقيقت آن روشن بشود ، ديگر كسى به دنبال باطل نمىرود . و اگر اسلام و حق به وضوح در ميان جامعه تجلى كند ، ديگر باطل فرار كرده و با حق مخلوط نمىشود . از اين رو ، كسانى كه التقاطى هستند و مطالب را مخلوط مىكنند ، آنها هم با مرحوم مطهرى مخالف بوده و هستند .
تيپ سوم از مخالفين استاد مطهرى منهايون و ملى گرايان هستند ؛ يك عدهاى كه دارد از اسلام مىزنند ، مىگويند اسلام بله ، روحانيت خير . و البته مىدانيد كه اين يك مطلب غير معقولى است . اگر كسى بگويد اسلام منهاى روحانيت مثل اين است كه بگويد طبابت و جراحى آرى ، اما طبيب و جراح خير . و اين بدان معناست كه مريضها را براى جراحى به دست قصابها بدهيم . مراد از روحانيت ، اسلامشناسان
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣١