مشكينى تماس گرفتيم . ضمن صحبت در مورد استاد و آثارش ، مسائل ديگرى نيز مطرح شد كه به نظرتان مىرسد .
از چه زمانى و در چه شرايطى با استاد آشنا شديد و مدت آشنايى شما با ايشان تا چه حد و تا چه زمانى ادامه داشت ؟
* بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، ما اوايل رسيدن به قم ، در جو طاغوتى ، ابتدا به حجرهء يكى از دوستان وارد شديم . جوانى در حضور آية اللَّه انگجى در قم تحصيل مىكرد و ما هم تازه وارد تحصلات شده بوديم . بعد از چند روز كه ما در پيش ايشان درس مىخوانديم ، اين آقا هم مىآمد و درس مىخواند . پس از مدتى كه با ايشان آشنا شدم ، فهميدم كه وى مرحوم مطهرى است كه البته من مدت قليلى پيش آن آقا درس خواندم و بعد گاه گاهى در حضورشان در مجالس خصوصى با هم بوديم . اجمالًا در جلساتى كه با آقاى منتظرى بوديم ، گاهى ايشان را - كه با هم رفيق بودند - ملاقات مىكرديم . به هر حال ، مدت مديدى در يك حوزه بوديم و گاهى اوقات به حضورشان مىرسيدم ، گر چه رشتهء كار ما جدا بود و حوزه طورى است كه گاهى دو نفر رفيق طورى مشغولاند كه مدتى اگر كلاس و درسشان با هم يك جا نباشد ، كمتر با يكديگر تماس مىگيرند . از اين رو ، پس از مدتى كه با هم رفاقت پيدا كرديم ، ايشان از حوزه بيرون رفتند و در تهران مشغول شدند و گاهى ما در تهران به محضرشان مىرفتيم و گاهى نيز ايشان به قم مىآمدند .
با اين وجود تا آنجا كه بنده اطلاع دارم ، ايشان اولًا هنگامى كه وارد تحصيل شد ، يك جوان بسيار خوش استعدادى بودند . آن وقتها كه ما ايشان را مىشناختيم ، فكر و استعداد و ادراكشان بسيار قوى و خوب و ميان رفقا نيز ممتاز بود . يكى ديگر از امتيازاتى كه بنده در ايشان ديدم ، اين كه مطلبى را كه دريافت مىكرد ، فوراً در آن دقت مىنمود و رشد مىداد و مطلب را تكميل مىكرد و به بيان بهتر و برترى بازگو مىنمود ؛ چنان كه از استادشان آقاى طباطبايى اين جمله را شنيدم كه : من هر چه از فلسفه و علوم انسانى دقيق و عميق ، براى ايشان مىگفتم ، مطمئن بودم كه مطالبم هدر
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٨