اسلامشناس واردى بوده است . ايشان در شاخههاى مختلف اسلامى خاصه اعتقادات ، بيش از فروع - كه خودش يك شاخهء مفصلى است - وارد و متخصص بودند و استقامت فكرى داشتند .
خدا رحمتشان كند ، از مزاياى يك عالم ربانى اين است كه يك اسلام شناس قوى ، خاصه در اصول فقه باشد .
نقش استاد در انقلاب اسلامى ، پاسدارى از انديشهء اسلامى و بارورى آن و تطهير انديشهء اسلامى از شرق زدگى و غرب زدگى و همچنين التقاط زدايى را چگونه ارزيابى مىكنيد ؟
* من معتقدم كه مرحوم مطهرى رحمه الله خدمت شايانى در نشر حقائق اسلامى انجام داده و از اين كه از شرق زدگى و غربزدگى احتياط بكند و راه مستقيم را برود قدم برجستهاى برداشته است . از كتابها و گفتارها و استعداد فكريشان اين مطلب به دست مىآيد كه اگر كسى به اصول اسلامى و حقائق و معارف سياسى درست وارد بشود مىتواند التقاط را از غير آن زور درك كند . ايشان در دوران التقاط و بيان كردن اسلام راستين از اصول و فروع و از اين كه اسلام را از آلودگى به شرق و به غرب و التقاطهايى كه برخى مىكنند دور بدارد بسيار آگاه بود و از كتاب و بيان و قلمشان پيداست كه اسلام را خوب درك كرده و سدى در مقابل خواست كمونيستها و ضد الهىها بودند .
حتى به ياد دارم در آن زمانى كه ايشان در دانشگاه تدريس مىكردند و جو دانشگاه ، خراب و ضد خدايى بود و اساتيد منحرف در آنجا تدريس مىكردند ، بعضى از دانشجويان مىگفتند كه گاهى در محيط دانشگاه طورى اساتيد كمونيستى و غير الهى با ما صحبت مىكنند كه يك يأس و سردى در روح دانشجويان اسلامى واقع مىشد ولى وقتى كه مرحوم مطهرى تدريس و از توحيد صحبت مىكرد چنان روحى به دانشجويان داده مىشد كه انسان را به يك مطالب ديگرى متوجه و تقويت مىكند .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٠