به جان هم افتاديم و ضرر اين اختلافات را ديديم . اگر در فروع فقهى و جنبههاى اعتقادى با هم اختلاف داشته باشيم ، صلاح بر اين است كه اين اختلافات را براى وقت خودش بگذاريم .
بعضى از شخصيتها معتقدند كه صدور انقلاب معنا ندارد . نظر شما در اين رابطه چيست ؟
* كسانى كه مىگويند نمىشود انقلاب را صادر كرد ، معلوم مىشود كه اصلًا معناى صدور انقلاب را درك نكردهاند . اگر مراد از صدور انقلاب اين باشد كه يك لشكر مجهزى تهيه و به كشورهاى ديگر حمله كنيم و باعث گسترش كشورمان شويم و انقلاب را بدين معنا صادر كنيم ، اين حرف غلطى است و ما چنين فكرى نداريم كه مانند چنگيز و غيره به كشورها حملهور شويم و مثل فرانسه به شوروى حمله بكنيم ، به آلمان حمله بكنيم و اين معناى صدور انقلاب نيست . معناى صدور انقلاب اين است كه ما همچنان كه در ايران عليه يك ديكتاتور قيام كرده و دست وحدت به هم داديم و با تكبير و لا إله الا اللَّه ظالم و ايادى ظالم را و آمريكا و شرق و غرب را از كشورمان بيرون كرديم و يك حكومت اسلامى تشكيل داديم ، مىخواهيم كه - ان شاء اللَّه - زير چتر قرآن و زير پرچم قرآن برنامهء اسلامى را به تدريج در اين كشور پياده بكنيم . ما مىخواهيم به ملتهاى ديگرى كه مثل ملت ايران تا قبل از انقلاب تحت ظلم و شكنجه و خفقان و زير چكمههاى ايادى استثمارگران و قلدران ماندهاند ، به آنها بفهمانيم براى اين كه خودتان را از دست ظالم نجات بدهيد ، راهى وجود دارد ، شما بايد مانند ما عليه ظالمين قيام كنيد . كسانى كه شما را له مىكنند و حقوقتان را مىخورند و به ديگران مىفروشند و شما را براى هواى نفس خودشان فدا كردند ، زحمات و دارايىهاى شما را به استثمارگران مىدهند تا رياست كنند .
شما هم با يكديگر متحد شويد و در زير پرچم لا إله الا اللَّه دشمنان را دور كنيد و استقلال و آزادى پيدا كرده و اسلام را در ميان خودتان پياده كنيد .
يك چنين معنايى از صدور انقلاب مراد است . به حمد اللَّه در كشورهاى اسلامى و
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٣