فصل پنجم : دربارهء شخصيتها
( 1 ) آية اللَّه مطهرى از ديدگاه شخصيتها « 1 »
مطهرى پاره تن من بود .
امام خمينى
روزهاى فراق ، در نبود استادى عزيز و دانشمندى عظيم بسيار سنگين و طاقت فرسا مىگذرد و ياد اين يار غمخوار انقلاب و همراه امام و همگام امت از خاطرها نمىرود ؛ زيرا كه اثراتى به جاى گذارده كه غير از آن كه شاگردانش و پيروان طريقش حافظ اين منابع سرشار و مفيد هستند ، افكار آلوده و منحرف را نيز ياراى مقابله آن نيست ؛ چه رسد به اين كه در محو آنها موفق باشند . افكار آلودهاى كه به ظاهر مخالف هم نيز هستند ، اما در مقابل انقلاب به اتحاد رسيده و ملت واحد كفر را تشكيل مىدهند كه بنا به تعبير زيباى استاد ، امپرياليسم و ماركسيسم دو تيغهء يك قيچى هستند كه براى نابودى ارزشهاى والاى اسلامى و انسانى به هم جفت مىشوند ، اما غافلاند كه خون شهداى انقلابمان ، بويژه خون اين شهيد ارزنده پرده گريه نفاق بر چهره اين مناديان دروغين آزادى و تئورىهاى ظفرنمون و منافقانهشان دريده است .
امت به پا خاسته ايران هوشيارانه در پى محكم كردن پايههاى انقلاب اسلامى پيش مىروند ، با بهرهمندى از انديشههاى بلند استاد به دومين سالگرد شهادت ثمرهء عمر امام مىرسيم و در اين رابطه به سراغ يارانش رفتيم با آية اللَّه
هامش
( 1 ) پيام انقلاب ، ش 31 ، 12 اردى بهشت 1360 .