است . بنا بر اين ، از بندر صادراتى انسان عمدهاش اين زبان است كه گاهى بر خلاف رضاى اللَّه حركت مىكند و چه قدر گناه از اين زبان صادر مىشود . دروغ زبان از گناهان زبان است ، غيبت زبان از گناهان زبان است ، فحش زبان ، استهزاى مؤمن ، ميان مؤمنين سخن چينى كردن . كه علماى اخلاق در بعضى از كتب اخلاق كه مىخواندم ، هيجده رقم گناه را براى زبان انسان ذكر كردهاند . در احياء العلوم غزالى هيجده رقم گناه را بيان كرده و بر طبق هر يك رواياتى نقل كرده است . پس بنابر اين ، اين زبان است كه گناهان زيادى از او انجام مىگيرد . و پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله اين طبيب نفوس ما ، اين دكتر حقيقى روان بشرها ، اين اولين بشرى كه در عالم خلقت خدا آفريد ، « كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّين » ، اين پيامبر بزرگ به ما هشدار مىدهد : خداى رحمت كند آن انسان را كه سر خود را - و در آن سر يك عضوى است كه آن را به خدا گناه مىشود و گناه آن عضو از گناهان ديگر بيشتر است - حفظ كند و حفظ الرأس و ما حوى و از آنچه كه اين زبان انجام مىدهد ، خجالت بكشد و حيا كند و انجام ندهد . ببينيد انسان از راه زبان چه قدر گناه مىكند . در اصول الكافى روايت « 1 » عجيبى است كه ظاهراً به عنوان مثال اين روايت وارد شده ، هر انسانى صبح از جا بر مىخيزد اين زبان انسان به اعضاى ديگر مشرف مىشود ؛ يعنى احوالپرسى مىكند . تمام اينها در برابر آن يك سخن مىگويند . مىگويند آقاى زبان اگر تو راحت نشينى و از شر تو راحت بشويم ، حالمان خوب است ، و الا مىترسيم بر وى حرفى بزنى كتك بخورى ، تو حرف بزنى و بعد كله جرم تو را بكشد و بعد كمر انسانى جرم تو را بكشد ؛ مثلًا دادن نسبت ناروا به فردى ، يعنى در شهر اگر انسانى به يك مؤمن پاكى نسبت زنا داد ، فوراً بايد به طلب آن صاحب حق ، هشتاد تازيانه به او زده بشود . اين هشتاد تازيانه را غير از صورت و عورت به همه بدنش بايد زد . كله تازيانه مىخورد ، رانش تازيانه مىخورد ، كمرش شلاق مىخورد ، پايش شلاق مىخورد . تمام اين شلاقها به جرم زبان است . اگر
هامش
( 1 ) . إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ عَلَى جَمِيعِ جَوَارِحِهِ ، كُلَّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ : كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ ؟ فَيَقُولُونَ : بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا ، وَيَقُولُونَ : اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ ، وَ يَقُولُونَ : إِنَّمَا نُثَابُ وَ نُعَاقَبُ بِكَ ( الكافى ، ج 2 ، ص 115 )