على عليه السلام مىفرمايد از يك چنين آتشى بترسيد . پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : خداى رحمت كند آن كسى را كه حيا كند سر را و آنچه در سر است حفظ كند ، حيا كند و از گناهى كه منشأاش از آن چيزى است كه در سر است ، باز دارد خودش را . پس معناى ما حوى غير از آن قواى خمسه زبان است كه قواى ششمى شماست . باز بنده خيال مىكنم در معناى اين عبارت قصور كردم و اداى حق جمله پيامبر را نكردم . بلى مطلب همين طور است : كلام النبيين نبى الكلام ، كلام الرسول رسول الكلام ، كلام الامام امام الكلام ، من حق اين جمله را ادا نكردم . مطلب بالاتر از اين است : رحم اللَّه استحيا و حفظ الرأس و ما حوى . خدا رحمت كند كسى را كه سر را و هر آنچه را كه در سر است و منشأ گناه و خطاست ، او را پيدا كند و حفظ نمايد ؛ زيرا فقط قواى ظاهرى نيست .
مطلبى بالاتر و خطرناكتر از اين كه در سر هست و آن انديشه و فكر و مغز يك انسان است . آنچه كه ما حوى الرأس است . عمده آن است و از آن انسان در گناهان مىافتد و آن حب الشهوات ، حب الرياسه و حب المال است . اين حبهاست كه انسان را در آن مهلكههاى بزرگ مىاندازد و ما حوى آن است .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢١٩