( 31 ) حب رياست ، منشأ گناهان بزرگ « 1 »
مقدمه : در سلسله درسهايى كه تحت عنوان عرفان عملى در اسلام ، از استاد بزرگ اخلاق و عرفان ، حضرت آية اللَّه مشكينى از نظر شما خوانندگان عزيز گذشت ، مطالبىدر بارهء اصول اخلاقى ، گناهان و مبارزه با آنها ، مرضهاى روحى انسان و نحوه علاج آنها و . . . را مطالعه نموديم . در شماره قبل نيز مسأله حيا و انواع آن را مورد بررسى قرار داديم . در اين شماره مسأله حب رياست و نقشى كه در روح و روان انسان دارد و گناهانى را كه اين مسأله ايجاد مىكند ، از نظر شما مىگذرد :
مهمترين جرمها و مهمترين كارها از اين حب رياست پيدا مىشود . اين يكى از مهمترين مطالبى است كه انسان بايد به آن توجه كند و بزرگترين گناهان از اين راه پيدا مىشود . و اين حب رياست و اين حب نفس است كه در دنيا عظيمترين جنايتها را ايجاد كرده است . آن مردك ، صدام اين همه انسان كشته ، اين همه تلفات مالى و جانى به كشور خودش وارد كرده ، به كشور ديگر وارد كرده منشأاش چيست ؟
همان است كه در سر دارد ؛ آن آرزوى شوم و آن حب رياست . چه مىكند اين حب رياست در انسان ؟ و از اين رو ، در يك روايتى « 2 » اين جمله وارد است :
هامش
( 1 ) ماهنامهء جهاد ( ترويج كشاورزى و توسعه روستايى ) ، ش 47 .
( 2 ) مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ فِى غَنَمٍ قَدْ فَارَقَهَا رِعَاؤُهَا أَحَدُهُمَا فِى أَوَّلِهَا وَ الْآخَرُ فِى آخِرِهَا بِأَفْسَدَ فِيهَا مِنْ حُبِّ الْمَالِ وَ الشَّرَفِ فِى دِينِ الْمُسْلِم ؛ دو گرگ درنده و خونخوار در گله بىشبان كه اين يكى در جلو و آن دگر در عقب آن بيفتند ، زودتر آنان را از بين نبرند كه دوستى مال و شرافت در دين مؤمن افتند ( الكافى ، ج 2 ، ص 315 )