شد ، دست به مال مردم دراز مىكند و گاهى مال مردم را دزدى مىكند . به وسيلهء گردآوردن مال دروغ مىگويد و دروغ يكى از گناهان كبيره است . از اين رو ، ايمانش نيز كم مىشود . گاهى براى همين انگيزه طمع ، انسانى را مىكشد . بنا بر اين ، صفت طمع سبب قتل نفس و خيانت در مال و عرض و ناموس مردم مىشود . و گناهان بسيار ديگرى نيز دربردارد . وقتى اين صفت در خارج چنين آثارى پيدا كند ، در نتيجه ، ايمان قلبى انسان به تدريج كم مىشود و در آخر نابود مىگردد ، و انسان به كلى از ايمان بيرون مىرود ؛ همچنان كه از لباس بيرون مىرود .
از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود :
إِيَّاكُمْ وَ اسْتِشْعَارَ الطَّمَعِ فَإِنَّهُ يَشُوبُ الْقَلْبَ بِشِدَّةِ الْحِرْصِ وَ يَخْتِمُ الْقَلْبَ بِطَابَعِ حُبِّ الدُّنْيَا ؛
زنهار از اين كه طمع بر شما چيره شود ؛ زيرا اگر طمع در انسان رشد كند ، قلب را با سختى حرص توأم مىسازد و بر قلب او مهر حب دنيا مىزند .
هر چه دنبال اين صفت طمع برود ، حريصتر مىشود . هر چه بيشتر مال و جاه دنيا را تحصيل كند ، حُبش بيشتر مىشود و در آخر مهرى از حب دنيا بر قلب انسان زده مىشود .
در ادامهء حديث مىفرمايد :
وَ هُوَ مِفْتَاحُ كُلِّ مَعْصِيَةٍ . . . وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ كُلِّ حَسَنَة ؛
و بدانيد كه طمع كليد هر گناه و معصيتى است . . . و موجب مىشود كه همه كارهاى نيك انسان اثر خود را از دست بدهد .
اين صفت ، كليدى است براى هر گناه ؛ زيرا عملى كردن طمع ، دادن كليد گناهان است به دست آدم طماع كه اگر كسى كليد انبارى داشته باشد ، همواره انبار را باز مىكند و كالاها را از آنجا بيرون مىبرد . آدم طماع هم گويا دريچهء گناهان بر او باز مىشود و همواره در گناه غرق مىگردد :
وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ كُلِّ حَسَنَة .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 551
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٥١