بندگان شايسته خدا نيز موجود است ، ولى بر انسان است كه صفتهاى بد را كنترل كند . و هنگامى كه آن صفتهاى بد مورد نكوهش است كه ظهور خارجى پيدا كند .
انبيا و بندگان شايسته خدا آن چنان صفتهاى رذيله را محاصره كردهاند و در اختيار عقل و ايمان قرار دادهاند و آن چنان مراقبت و كنترل نمودهاند كه هيچ اثر سويى بر آنها مترتب نمىشود ، بلكه همين مراقبتها سبب مىشود كه ثوابهايى هم براى آنها به اين مناسبت نوشته مىشود . صفت طمع هم همين طور است ؛ اگر به خارج بيايد و در انسان ايجاد جنبشى كند ، آنجا است كه آثار سويى ايجاد مىنمايد :
يكى از آثار سوء طمع اين است كه انسان را به تدريج مىخورد و نابود مىكند .
يكى از راويان ، از امام صادق عليه السلام مىپرسد كه چه عملى است كه ايمان را در دل ثابت مىكند و چه عملى است كه ايمان را از انسان مىگيرد ؟ حضرت فرمود :
الَّذِى يُثْبِتُهُ فِيهِ الْوَرَعُ وَ الَّذِى يُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَع ؛
آنچه ايمان را در او پا برجا مىكند ، پرهيز از گناه است و آنچه آن را از دل او بيرون مىكند ، طمع است .
آن چيزى كه ايمان را به تدريج مىخورد و دل را از ايمان تهى مىكند ، طمع است و آن چيزى كه ايمان را در دل ثابت و محكم نگه مىدارد ، تقوا و ورع است .
ايمان همانند نورى است كه به وسيلهء عملها و كارهاى نيك زياد مىشود ؛ يعنى كارهاى خوب و شايسته ، آن نور را اضافه مىكند ؛ مثل كارخانه و ترانسفورماتورى كه سبب زيادى نور مىگردد . و همچنين گناهان ، ايمان را زايل مىكند و از بين مىبرد .
مراد از طمع ، در روايت ، عملى كردن طمع است . انسان هر گاه طماع و حريص
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 550
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٥٠