تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
مىتواند اين صفت را تعقيب كند و زياد نمايد ؛ چنان كه ساير صفات روحى هم همين طور است . ناگفته نماند كه ايجاد چنين صفت‌هايى در انسان روى مصالحى است ؛ مثل موجوداتى كه در عالم هست و انسان خيال مىكند اين موجودات خطرناك و بد است ، ولى با اين حال ، چون مصالحى در عالم وجود دارد ، خداوند آنها را آفريده است . به چه دليل مىگوييم خداوند صفت طمع را در ذات انسانى ايجاد كرده است ؟ خداوند در آيه 19 - 23 سورهء معارج مىفرمايد : « إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً * إِلَّا الْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ » ؛ خداوند انسان را حريص آفريده است . هر گاه زيانى به او رسد ، جزع و بىقرارى مىكند و اگر خيرى به او رسد ، از احسان كردن ، امتناع مىورزد ، مگر نمازگزاران كه عمر خود را همواره در نماز و اطاعت پروردگار مىگذرانند . « الانسان » در اصطلاح عربى و نحوى طبيعت است ، فرد نيست . آيه نمىفرمايد كه خدا فلان فرد را حريص آفريده ، بلكه مىفرمايد : خداوند اين « طبيعت » را حريص آفريده و حرص و طمع را روى مصالحى در ذات اين طبيعت قرار داده است . البته پيداست كه در مقام آزمايش ، همين صفت ، كششى است به سوى گناهان و هواهاى نفسانى . و آن وقت است كه انسان با نيروى عقل و خرد و با قدرت ايمان و تقوا ، اگر توانست سدى در برابر اين كشش ايجاد كند ، در او تكامل پيدا مىشود . و اصولًا تكامل انسانى و به مراحل عاليه رسيدن ، طبق همين مجاهدات است . بايد در انسان كشش‌هايى باشد كه او را به سوى كارهاى بد و هواها بكشد و از سوى ديگر ، در او عقل و ايمان و تقوا باشد كه جلوگيرى كند ، و اين جدال پيوسته ميان كشش‌هاى هوا و هوس ، ايمان و خرد تحقق يابد تا نتيجه‌اى بين آزمايش‌ها حاصل شود و موجب ترقى