تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
اوست ، از خود دفع نمايد ، و يكى از آثار اين قوه سلطه جويى و استكبار و برترى طلبى و تلاش براى غلبه بر هم نوع و بر همه چيز است . بنا بر اين ، در انسان سه قوه وجود دارد كه هر يك مبدأ و منشأ يك امرى است . انسان با داشتن اين سه قوه موجودى است كه هم با فرشتگان و هم با حيوانات شريك است ؛ چرا كه قوهء عاقله مشترك بين انسان و فرشتگان است و فرشتگان قوهء شهويه و غضبيه را دارا نيستند . و در قوهء شهويه و غضبيه با حيوانات مشاركت دارد و حيوانات داراى قوهء عاقله نيستند . گاهى در كتاب‌هاى اخلاقى از اين سه قوه به شكل ديگرى تعبير شده است ؛ به اين ترتيب كه مىگويند انسان داراى سه نفس است : 1 . نفس ملكى ، 2 . نفس بهيمى ، 3 . نفس سبعى كه بايد توجه داشت منظور از اين سه نفس همان قواى عاقله و شهويه و غضبيه است . همان گونه كه قبلًا اشاره شد ، هر يك از اين قواى سه گانه منشأ توليد افعال و مبدأ وجود آثارى در انسان است ، ولى اين افعال و آثار در همه موارد خير ، و يا در همه موارد شر نيستند ، بلكه به حسب موارد و اقتضاءات گاهى خير و گاهى شر هستند ؛ مثلًا برخى از آثار و امورى كه از قوهء عاقله نشأت گرفته ، مانند پيدا كردن توحيد و معاد و اعتقادات ديگر و پيروى كردن از آنها خير است و امورى مانند مكر و حيله و غلبه بر ديگران به وسيله فريب و ديگر شيطنت‌ها از آثار شر قوهء عاقله به شمار مىرود ، و همچنين آثار و افعال نشأت گرفته از قوهء شهويه و غضبيه ممكن است در بعضى موارد خير ، و در بعضى ديگر شر باشد . بنا بر اين ، آثارى كه از اين قواى سه گانه بروز مىنمايد ، شش قسم مىشود و هر يك از آنها يا وصفى است و يا خلقى كه بعداً گفته خواهد شد . در مورد آثار قواى عاقله و غضبيه و شهويه ، در برخى از كتاب‌ها و گفتارها به اين نحو تعبير شده كه انسان داراى چهار نوع صفات است : 1 . صفات ملكى ، 2 . صفات شيطانى ، 3 . صفت بهيمى ، 4 . صفات سبعى ، كه منظور