تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
از صفات ملكى امور خير ، و صفات شيطانى آثار شر نشأت گرفته از قوهء عاقله است ، و صفات بهيمى و سبعى نيز همان آثار تولد يافته از قوهء شهويه و غضبيه است . در هر صورت ، در علم اخلاق از اين سه قوه و پديده‌هاى مربوط به آنها بحث خواهيم كرد ، گرچه انسان داراى قواى ديگرى نيز هست كه علماى اخلاق آنها را نيز در كتب اخلاقى مورد بررسى قرار داده‌اند ، مانند قواى غاذيه و مُنميه و مولده كه انسان در اين سه قوه با نباتات شريك است ، و به لحاظ اين سه نيرو جزء نباتات محسوب مىشود ؛ چرا كه هم انسان و هم نباتات تغذيه مىكنند ، رشد و نمو مىنمايند و داراى نيروى توليد هستند ؛ همچنان كه مىتوان انسان را جزء اجسام دانست ، بدان جهت كه داراى جسم است . و لكن ما از بيان اين قبيل قوا در اين بحث صرف نظر مىكنيم ؛ زيرا كه در علم اخلاق بايد از صفاتى بحث شود كه در تحت ارادهء انسان باشد ؛ به طورى كه اگر آن صفت خوب است و در انسان وجود ندارد ، بتواند تحصيل نمايد . و اگر دارد ، به تكميل آن بپردازد ، و چنان كه از صفات و امور زشت و بد است از خود بزدايد ، و بديهى است قوايى كه خارج از اراده و اختيار انسان است در علم اخلاق مورد بحث قرار نمىگيرند .

امر يازدهم : روان انسان

در مورد روان و نفس انسان بحثى در علم اخلاق مطرح است كه : آيا اصل اولى و فطرت و طبيعت در روح و نفس انسانى كشش به سوى كمال و سعادت و اخلاق فاضله و حركت و سير در راه صحيح و مستقيم است و خارج شدن از اين مسير طبيعى به وسيلهء عاملى خارج از وجود انسان انجام مىگيرد ، يا آن كه طبيعت انسان و مسير طبيعى او ميل به سوى نقص و زشتىها و رذايل است و خروج از اين سير طبيعى و حركت به سوى كمال به عاملى ديگر نياز دارد تا او را وادار نمايد از آن مسير طبيعى خارج و راه كمال و مستقيم را بپيمايد ؟
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 501 | الشيخ علي المشكيني