« إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ » ؛
محققاً نفس بسيار دستور دهنده به بدى است .
نفسى كه تحت تربيت صحيح اسلامى و انسانى قرار نگرفته همواره انسان را به كارهاى زشت و گناهان و تمام كارهايى كه مطابق هواى نفس است امر مىنمايد .
چنين نفسى همانند كودكى است كه هر چه را مىبيند مىخواهد ؛ خواه براى او خوب باشد يا بد ، به نفعش باشد يا به ضررش . و همچنان كه طفل با تربيت و پيمودن راه رشد و كمال از تمايلات كودكانه دست بر مىدارد ، نفس تربيت نشده كه اماره بالسوء است نيز به وسيله تربيت بايد اين حالت را از خود زايل نمايد .
نتيجه
نتيجهء آنچه كه در امر نهم ياد آور شديم ، اين شد كه : نفس انسان يك نفس بيشتر نيست ، لكن روح يا نفس اين موجود عجيب داراى صفات مختلف است : صفات حسنه و صفات رذيله . و به تعبير ديگر ، نفس يا روح انسان داراى درجات و دركات است ؛ درجات كه تصاعد به سوى كمال است و رسيدن به مقام نفس سليم ، نفس مطمئنه و . . . و دركات كه تنزل و سقوط به پستى و شقاوت است كه نفس مطبوع ، اعمى ، مريض و آثم نمونههاى آن است .
بنا بر اين ، كليه حالات خوب يا بد نفس مراحل نفس هستند و به هيچ وجه اين حالات دليل بر تعدد نفس و روح انسانى نيستند ، و در علم اخلاق از همين مراحل و حالات يا درجات و دركات نفس بحث مىشود و آنچه كه ذكر كرديم ، اجمالى از برخى اين حالات بود كه - ان شاء اللَّه - به توفيق الهى در مقام خودش ديگر صفاتى كه موجب سعادت نفس و صفاتى كه سبب شقاوت آن مىشود برخواهيم شمرد .
از خداوند متعال مىخواهيم كه تمام صفات رذيلهء نفسانى را - كه در قلوب ما وجود داشته يا به وسيلهء گناهان تحصيل كردهايم - موفق شويم از خويشتن دور سازيم و با اتصاف به همهء صفات حسنه - كه در آيات و روايات وارد شده - به كمال الهى و انسانى دست يابيم و با چنين مقامى از اين دنيا رخت بربنديم .