41 . اخلاق در اسلام
امر دهم : قواى انسانى
يكى ديگر از امورى كه به عنوان مقدمه بايد به آن اشاره نماييم ، اين است كه انسان داراى سه قوه است كه عبارت است از : 1 . قوهء عاقله ، 2 . قوه شهويه ، 3 . قوه غضبيه ، كه در علم اخلاق در بارهء اين قوا و آثار آنها بحث مىشود .
قوه عاقله
توجه قوهء عاقلهء انسان بر موجودات و تفكر و تعقل در حقايق آنها را « عقل نظرى » گويند و اين علم را علم نظرى يا حكمت نظرى مىنامند .
در حكمت نظرى همهء موجودات مورد بحث قرار مىگيرند ، لكن آن قسمت از حكمت نظرى كه در بارهء خداوند متعال صحبت مىكند ، حكمت متعاليه و آن بخش كه عالم طبيعت و تكوين را مورد بحث قرار مىدهد ، « طبيعيات » ناميده مىشود . و اگر قوهء عاقله افعال صادره از انسان را مورد توجه قرار دهد و اين قوه براى تشخيص و درك مصالح و مفاسد افعال به كار گرفته شود آن را « عقل عملى » يا حكمت عملى گويند .
بنا بر اين ، علم حكمت بر دو قسم است : حكمت نظرى و حكمت عملى حكمت عملى كه بحث و تعقل در افعال بر عهده دارد به نوبهء خود به سه بخش تقسيم مىشود :
1 . بحث و توجه در امور مربوط به شخص انسانى به منظور تزكيه و تصفيهء نفس