« ظلم » عبارت است از : وضع الشىء فى غير موضعه ؛ يعنى چيزى را در غير جاى خود قرار دادن و اين انسان است كه در انديشه و صفات و عمل و انديشه انحرافى و صفات رذيله و اعمال زشت را انتخاب مىكند و اين خود ، ظلم است و انسان ذاتاً ظلوم ( بسيار ظلم كننده ) است .
3 . آيهء 19 سورهء معارج :
« إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً » ؛
به راستى كه انسان سخت آزمند [ و بىتاب ] خلق شده است .
ذات انسان بسيار حريص آفريده شده است . انسان ذاتاً نسبت به مال ، جاه و شهوات و هواهاى نفسانى حريص است .
4 . آيهء 5 سورهء قيامت :
« بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ » ؛
ولى نه ، انسان مىخواهد كه در پيشگاه او فسادكارى كند .
طبيعت انسان اين است كه پيوسته در مسير زندگى خويش و در هر گامى كه به جلو مىگذارد ، اراده مىكند كه به راه فجور ، يعنى خروج از حد شرع و دايرهء عقل و راه مستقيم الهى گام نهد و به راه انحراف و هوى و هوس رود . و اين آيه براى اثبات مدعاى ما از آيات قبل واضحتر است .
5 . آيهء 6 و 7 سورهء علق :
« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى » ؛
انسان آن گاه كه خود را بى نياز ديد ، همانا طغيانگر و سركش مىشود .
اگر زنجير فقر و نيازها انسان را كنترل نكند ، سركش و طاغى مىشود و از فرمان عقل و شرع سر مىپيچد ، و اين اقتضاىطبيعت انسان است .
بنا بر اين ، مىتوان گفت از آيات استفاده مىشود كه انسان در ذاتش نهفته است كه همواره راه خسران و زيان را انتخاب مىكند و در بحثى كه در علم روانشناسى نيز مطرح است كه آيا انسان بالفطره و به نحو كلى به سر دو راهىها از راه صلاح و عقل و
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 503
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٠٣