نفس يا قلب غافل
يكى از حالاتى كه موجب سقوط نفس و قلب است ، غفلت است . عملكرد ناپسند و گناهان سبب مىشود كه قلب از خداوند غافل و منصرف گردد . در آيهء 28 سورهء كهف مىفرمايد :
« لَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا » ؛
و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساختهايم ، اطاعت مكن .
خطاب به پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله دستور مىفرمايد كه مبادا از كسى اطاعت و پيروى كنى كه قلب او را از ذكرمان غافل گردانديم .
قلب يا نفس مطبوع
طبع و ختم تقريباً به يك معناست . طبع به معناى مهر و موم شدن است و گاهى ممكن است قلب انسان چنين حالتى پيدا كند . در آيهء 101 سورهء اعراف چنين مىفرمايد :
« كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ » ؛
اين چنين خداوند دلهاى كافران را مهر و موم مىنمايد .
آن گاه كه انسان نسبت به خداوند جرى شود و آنچه از اصول و فروع كه از سوى خداوند به او عرضه مىشود ، نپذيرفت و يا پذيرفت ، ولى با بى اعتنايى به دستورات خداوند ، مرتكب معاصى شد ، قلب او حالتى پيدا مىكند كه گويى بر آن مهر و موم مىخورد و ديگر هيچ موعظه و اندرز و امر و نهى پروردگار در آن تأثير نمىگذارد و اين يكى از حالات سقوط نفس و قلب است .
كوردلى
يكى ديگر از حالات قلب و نفس كورى است . در آيهء 46 سورهء حج مىفرمايد :
« فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ » ؛
در حقيقت ، چشمها كور نيست ، ليكن دلهايى كه در سينههاست ، كور است .
گاهى چشمهاى سر كور نيست ، لكن ( چشم ) دلها و روانها كه در سينهها جاى دارد كور مىشود ، غير خدا را مىبينند و خدا را نمىبينند ، خواستههاى نفسانى را