و تكميل نفس همّت مىگمارد كه ديگر به غير خدا اعتنايى نداشته و به سوى گناه نمىرود و چنان آرامش و اطمينانى در او پيدا مىشود كه همانند كوه ثابت و استوار ( كالجبل الرّاسخ ) مىشود كه هيچ يك از گناهان و هواهاى نفسانى و شهوات و دنيا و حب مال و جاه نمىتوانند او را متزلزل و منحرف نمايند و هيچ شيطانى نمىتواند او را اغوا كند . مراحل بالاى اين حالت ، مثل ائمهء اطهار عليهم السلام چنان است كه حتى فكر گناه نيز در آنها راه پيدا نمىكند . صفت طمأنينه يكى از بهترين حالات نفس است و چنين نفسى است كه وقتى از اين دنيا مىرود ، به او خطاب مىشود كه اى نفس مطمئنه به سوى پروردگار خويش بازگرد كه هم تو از نعمتها و الطاف و مراحم خدا راضى خواهى بود ، و هم خداوند از تو راضى خواهد بود .
نفس يا قلب متقى
مرتبهء ديگر از مراتب و حالات نفس ، نفس متقى است ؛ نفسى كه داراى پروا و باك است . همچنان كه انسان وسواسى از هر چيزى كه احتمال نجات آن را مىدهد ، از آن دورى مىكند . نفس گاهى نيز چنان حالت پروايى پيدا مىكند كه بسيار محتاط مىشود . و در اجتناب از گناه حالتى همانند وسواس پيدا مىكند . نفس يا قلبى كه داراى چنين حالتى باشد ، « نفس متقيه » يا « قلب متقى » ناميده مىشود .
قرآن مجيد در آيهء 32 از سورهء حج مىفرمايد :
« وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ » ؛
اين است [ فرايض خدا ] و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت ، آن [ حاكى ] از پاكى دلهاست .
كسى كه قلب و روانش به مرتبهء تقوا دست يابد ، شعاير خدا را بزرگ مىشمارد و خدا و آنچه كه آثار و نشانههاى اوست بزرگ مىدارد ، دين خدا ، مساجد خدا ، احكام خدا ، مؤمنين ، مكه ، كعبه و . . . بالاخره آنچه كه داراى ارتباط با خداست ، در نظر چنان انسانى عظيم و بزرگ جلوه مىكند ؛ زيرا كه نفس او مزين به تقوا گرديده است .