تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
بنا بر اين ، عقايد و باورهاى انسانى و اخلاق و ملكات نفسانى او با عملكردها و اعمال خارجىاش تأثير و تأثير متقابل داشته و اين در آن اثر مىگذارد و آن در اين تأثير دارد ؛ مثلًا كسى كه داراى ملكه سخاوت است ، اين ملكه باعث مىشود كه در راه خدا بذل و انفاق نمايد و بذل انفاق موجب مىشود كه سخاوت او فزون‌تر شود و تقويت و تكامل بيشترى پيدا كند . شاهد اين مطلب در برخى روايات يافت مىشود . حضرت امام كاظم عليه السلام فرمود : الْإِيمَانُ فَوْقَ الْإِسْلَامِ بِدَرَجَةٍ وَ التَّقْوَى فَوْقَ الْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ الْيَقِينُ فَوْقَ التَّقْوَى بِدَرَجَة . حضرت براى اسلام ، ايمان ، تقوا و يقين مراتبى قايل شده است . اسلام را در مرتبه اول ، ايمان را در مرتبهء دوم ، و تقوا را در مرتبه سوم ، و يقين را در مرتبه چهارم قرار داده است . اين معنايش اين است كه انسان در مرحله اول با يك معجزه ، با شنيدن مطالبى از پيغمبر صلى الله عليه و آله براى او اطمينانى حاصل و تسليم مىشود و اعتراف به پيغمبرى او نموده و شهادتين را به زبان مىآورد . در مرحله دوم ، آنچه را به زبان آورده و تسليم آن شده است ، برايش به صورت يك باور قلبى - كه همان ايمان است - در مىآيد . و در مرحلهء سوم ، تسليم و ايمان و باور قلبى موجب مىشود كه انسان شروع نمايد به عمل كردن طبق ايمان و واجبات را به جا مىآورد و محرمات را ترك مىنمايد . و اين مىشود تقوا . در مرحله چهارم ، اعمال و تقوا سبب مىشود كه يقين حاصل شود ؛ يعنى اعمال موجب مىشود تا ايمان به حد كمال ، يعنى يقين خود برسد . طى مراحل فوق ، مبنى بر همان بيان است كه ايمان موجب عمل و تقوا مىشود و تقوا و عمل باعث يقين ، كه همان مراحل كامله ايمان است مىگردد . بنا بر اين ، به اين نتيجه مىرسيم كه عقيده و ملكات نفسانى با اعمال انسان در يكديگر تأثير متقابل دارند .