تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
همچنين اگر انسان صفت شكر را دارا بود ، با از دست دادن نعمت‌ها آن را از دست ندهد و اگر صفت يقين را داشت ، انواع شبهات و اوهام و تشكيكات و ترديدها در او تأثيرى نگذارد و اگر صفت رضا را دارا باشد ، آن چنان قوى باشد كه همچون حضرت سيد الشهداء عليه السلام در لحظات آخر زندگىاش و در ميان دريايى از مصايب مىگويد : رضاً برضائك و تسليماً لأمرك . اين معناى رضاى مطلق و سعادت كامل عيار است . اگر به كسى احسان نمايد ، با ناسپاسى و حتى بدرفتارى متقابل كسى كه به او احسان كرده ، احسانش را قطع نكند . انسان كريم احسان خود را انجام مىدهد ؛ همان گونه خداوند متعال بنا دارد به يك فرد مثلًا هفتاد سال عمر ، نعمت و رفاه بدهد ؛ گرچه در اين هفتاد سال حتى يك بار بر او سجده ننمايد و نعوذ باللَّه به خدا فحش هم بدهد و يا صد دليل بر نبودن خدا اقامه كند ، نعمت و احسانى كه بناست به او بدهد مىدهد . اين احسان اطلاقى است . و در غير اين صورت ، احسان ناقص است . و همچنين صداقت و دوستى انسان با انسانى ديگرى كه اگر با پيشامد مختصرى رنجيده خاطر شد ، كمك و احسانى كه نسبت به او داشت قطع نمايد ، اين نقص انسان است . بنا بر اين ، مهم اين است كه انسان سعادت را در ابعاد مختلفش به مرحله كمال كسب نمايد و سعى و تلاش كند ملكات فاضله را در اين مرتبه به دست بياورد .