امر هشتم : سعادت و شقاوت چيست ؟
از امورى كه در علم اخلاق از آن سخن به ميان مىآيد ، سعادت و شقاوت است . واژه « سعادت » به معناى كاميابى و « شقاوت » به معناى محروميت است . برخى سعادت را در مال و ثروت دانستهاند و عدهاى سعادت را در امور ديگرى دانستهاند كه فعلًا ما براى بيان آنها لزومى نمىبينيم . سعادت از ديدگاه اسلام عبارت است از اين كه انسان در بعد مغز و انديشه داراى عقايد و باورهاى صحيح باشد . از نظر روان و روح مزين به صفات و اخلاق فاضله شود . و در بعد عمل و كردار خارجى به روال دستورات اسلام آنچه را كه دستور داده ، انجام دهد و از آنچه نهى فرموده ، دورى گزيند . بنا بر اين ، سعادت انسان در آن است كه سه بعد انديشه و روان و عمل او در طريق صحيح قرار گيرد .
ممكن است براى سعادت معناى ديگرى قايل شويم ؛ به اين بيان كه چون اين دنيا خانه امتحان و آزمايش است ، سعادت و كاميابى حقيقى انسان در اين دنيا نيست ، بلكه همه آنچه گفته شد مقدمات سعادت است كه به وسيله آنها انسان تكامل پيدا مىكند و با كمال از اين دنيا به جهان ديگر مىرود و در عالم ديگر است كه كمالات انسان به مرحله فعليت و ظهور و تجلى مىرسد .
در اين جهان هر چه انسان كامل باشد و هر چه داراى افكار و عقايد عاليه باشد و هر چه ملكات فاضله داشته باشد ، همه آنها استعداد است و انسان نمىتواند در اين دنيا تجلى پيدا كند و اصولًا اين جهان داراى گنجايشى نيست كه استعدادهاى عاليه انسان بتواند در آن ظهور و تجلى پيدا كند ؛ همان گونه كه شقاوتهاى انسان نمىتواند در اين دنيا به منصه ظهور برسد . از اين رو ، عالم آخرت براى همين است كه كمال انسان و تعالى و اوج و رفعت و عظمت روح او در آنجا متجلى و ظاهر شود و آنجا قابليت اين تجلى را دارد .
به هر حال ، سعادت مربوط به اين دنيا باشد يا مربوط به عالم آخرت باشد ، در هر دو صورت ، يكى از مصاديق سعادت اين است كه انسان ملكات فاضله و صفات