مىرسد به هر دو صورت امكان دارد ؛ به اين معنا كه برخى از اعمال نتيجهاش غير از خود آن اعمال است . و در بعضى از اعمال ، به گونهاى است كه حالتى در انسان ايجاد مىكند كه آن حالت در آخرت به حسب عمل ، مبدل به نعمت و بهشت با عذاب و جهنم مىشود و پس ادعاى اين كه ثواب و عقاب در مورد همه اعمال فقط به صورت اول يا فقط به صورت دوم باشد ، صحيح نخواهد بود .
ارتباط مسأله فوق و طرح آن در اينجا به اين مناسبت است كه بر مبناى اين كه ثوابها و عقابها كلًا يا بعضاً تجسم اعمال خوب و بد انسانى باشد ، پاى ملكات نفسانى به ميان مىآيد ؛ به اين شكل كه اعمال انسان كم و كيف و حالتى در روح او ايجاد مىكند كه همان حالت و كم و كيف به سرور و بهجت و نعيم يا به عذاب و حجيم تبديل مىيابد و طبعاً بحث از ملكات نفسانى از مسائلى است كه در علم اخلاق مورد بحث قرار مىگيرد .
امر هفتم : رابطه عقايد با اعمال و ملكات با اعمال
قبلًا اشاره كرديم كه رابطه عقايد و اعمال و همچنين اخلاق و ملكات با اعمال انسان رابطه عليت و معلوليت است ؛ يعنى عقايد و افكار نيك ، انسان را به اعمال و كردار نيك وا مىدارد و افكار زشت موجب بروز اعمال و كردار زشت در انسان مىشود . و همچنين اخلاق و ملكات فاضله انسان را به اعمال خوب و اخلاق و صفات رذيلهء او را به كارهاى زشت وا مىدارد . در اينجا توضيح اين مطلب لازم است كه عليت عقايد و افكار نسبت به اعمال يا عليت اخلاق و ملكات نسبت به اعمال در مرحله اول است ، ولى در مرحله بعد ، يعنى بعد از تحقق اعمال و انجام آن در خارج به اين نتيجه مىرسيم كه اعمال نيز به نوبه خود در افكار و عقايد و همچنين در اخلاق و ملكات نفسانى تأثير مىگذارد و اعمال موجب تقويت آنها مىشود و تقويت عقايد و اخلاق مجدداً موجب ازدياد و تقويت اعمال مىشود و صدور و تقويت اعمال باعث تكامل و شدت اعتقادات و اخلاق مىگيرد و . . .