تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
ميوه‌ها - كه از همين درخت و همين خاك است - از خاك رشد مىكند و درخت زردآلو پيدا مىشود ، و از درخت زردآلو هم شاخه و برگ و امثال اين‌ها ، تا از همان زردآلوى بسيار نرم و لطيف و شيرين ايجاد مىشود كه اين نتيجهء همين درخت و همين خاك است ، و از همين خاك و از همين زمين هم نطفه و علقه و . . . تا اين كه موجودى مىشود چهار ماهه . همان جا پس از چهار ماه ، از خود اين موجودى كه در رحم مادر از همين موجودات دنيا تكوين پيدا كرده ، يك موجود لطيف‌ترى خلق مىشود و آن عبارت از روح اوست . پس روح جسمانى الحدوث است ، منتهى پس از مدتى وقتى كه انسان مىميرد ، جسم از بين مىرود ، ولى آن حادث شده و روح باقى مىماند و هميشگى است و مىشود روحانى البقاء ، از نظر بقا و دوام هميشگى مىشود . و چنان كه روايات دارد انسان از نظر روح ديگر فنا ندارد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاء ؛ شما براى هميشگى آفريده شده‌ايد ، نه براى فنا . يعنى اگر جسدها هم فانى بشوند ، روح هميشه هست . به هر حال ، اين مسائل را در اين‌جا گاهى پيش مىكشند و اين مسائل مربوط است به اين كه كيفيت حدوث روح و كيفيت بقاى روح چه طور است و اين بحث در وجود و عدم موضوع است . و بحث در موضوع جزو مسائل اخلاقى نيست . حال اگر كسى از علما اين مسائل را در ضمن مسائل اخلاقى وارد كرده باشد و از اين‌ها صحبت كرده باشد ، يا اين‌ها را هم خيال كرده كه از عوارض موضوع است ، يا استطراداً اين مسأله را اين‌جا مطرح مىكنند .

مسائل علم اخلاق

مسائل علم اخلاق عبارت است از ابحاثى كه در بارهء اوصاف روانى انسان بحث مىكند . اوصاف روانى انسان تقسيماتى دارد : تقسيم اول ، اين كه اوصاف برخى طبيعى است و برخى كسبى است . اين يك رقم تقسيم . برخى از اوصاف انسان طبيعى