تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
طراوت است كه بادهايى از اينجا و آنجا بر آن مىوزد و آن نهال در جايش ثابت است ؛ امّا مثل كافر مثل درخت كاجى است كه صورتاً ثابت و محكم به نظر مىآيد ، امّا با يك باد شديد از جاى خود كنده مىشود و سقوط مىكند . كافر مانند درخت بزرگ و تنومند است كه اگر باد محكمى بوزد ، ناگهان مىشكند و مىافتد و به كلى نابود مىشود ، اما مؤمن همانند زراعتى است كه بالا آمده و نزديك بهره و حاصل دادن است ؛ هر چه باد سخت و محكم بوزد ، سر پايين مىآورد و منحنى مىشود و باد مىگذرد و بر مىخيزد در جاى خودش مىنشيند و ادامه وجود مىدهد . و مؤمن در برابر حوادث چنان است كه هر حادثه‌اى بيايد ، اندكى او را ناراحت مىكند ، ولى نمىشكند ، از بين نمىرود ، مىفهمد كه دنيا جاى حوادث است ، بادهاى مخالف حوادث پيوسته بر وجود انسانى مىوزد ، و اصولًا دنيا از لوازم طبيعتش حوادث است و ناراحتىهاست و جنگ‌هاست و مصيبت‌هاست و مرگ‌ها و مرض‌هاست ، پيچيده است : الدنيا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ ؛ اين دنيا محفوف به مكاره و ناملايمات است . و در برابر ناملايمات بايد انسان مستقيم و انسان قوى باشد : المؤمن كالجبل ، لا تحرّكه العواصف . همانند كوه محكم پا بر جا كه ناراحتىها آنها را تكان نمىدهد . گاهى انسان افرادى را مىبيند و در مقابل عظمت روحشان و استعدادشان و صبرشان و استقامتشان غبطه مىخورد . ما يك چند روزى در جبهه بوديم ؛ جبهه‌اى كه ( شهرهايى كه پروردگارا به حق اهل بيت عصمت به زودى شر اشرار را از ماها رفع بگردان ) به اصطلاح ، در آنها زنده ماندن ، در هر آن ، شانسى بود ؛ براى اين كه مرتب صداى توپ و در هر ساعتى و هر آنى انسان احتمال مىداد يك نارنجك بيفتد و به كلى خودش و اطرافيانش و ساختمانش نابود شود . مرتب چنين صدايى مىآمد . اين‌ها با كمال خونسردى گاهى