اين صفتها را انسان داراست ؛ بخواهد ، نخواهد ، صفات حسنه و بذر صفات حسنه ، استعداد صفات حسنه در كمون ذات او هست و انسان بايد پى جويى كند و آنها را پيدا كند و تكامل ببخشد و بذر صفات رذيله نيز در انسان موجود است . بايد بگردد در اين باغ بزرگ نقش آن صفات را پيدا كند و همه را ريشهكن كند و جهاد معنايى همين است .
جهاد يعنى كوشش ، و جهاد اكبر معنايش اين است . و اگر چنان كه در اين مرحله انسان به جايى برسد و پيروز شود ، آن انسان ، انسانى كامل است ، ديگر تمام ناراحتىها ، تمام جنبههاى عملى در مقابل همت يك انسان هيچ است و براى انسان انجام وظايف مسألهاى نيست ، بسيار راحت است . از اين رو ، براى بزرگان ، براى انبيا ، براى جانشينان آنان انجام وظيفه مطلبى بسيار آسان و سهل بوده ، زيرا كه آنها جهاد بزرگ را انجام داده بودند و نفس در برابر آنها ديگر تسليم بود و هر ارادهاى كه مىخواستند انجام مىدادند .
صبر
از جمله اين صفات ، بلكه در رأس اين صفات حسنه ، صفت صبر است . صبر يعنى تسلط يك انسان بر نفس ، صبر يعنى مالك بودن قوه عاقله بر نفس ، مسلط بودن انسان بر خويشتن . و اين يكى از مهمترين صفات است . و اين صفتىاست كه ما پيوسته با اين صفت سر و كار داريم و اگر اين صفت را داريم گويا همه چيز را داريم كه عربها مثال مىزنند : و كلّ الصّيد فى جوف الفرا . اى صياد ، اگر رفتى و گورخر را صيد كردى ، كه همه آنچه را مىخواستى صيد كنى ، صيد كردى .
گاهى انسان در برابر حوادث و مصيبتهاى دنيا واقع مىشود و اين صفت صبر است كه در آنجا به درد مىخورد . بايد در برابر حوادث انسان نشكند :
مثل المؤمن كالخامة من الزّرع تفيئها الرّيح ، مرّة هناك و مرّه هنا و مثل الكافر كالارزة المجذيه على وجه الارض حتّى يكون انجافها بمرّة ؛
مثل پايدارى و استوارى و استقامت مؤمن همچون دستههاى نهال تازه و با