آرام است و روابط از مبدأ قطع شده است و انسانها در خواباند ، او رابطهاش را محكم و قوى مىكند . و يكى از مهمترين توفيقات براى انسان همين رابطه است .
و على عليه السلام مىفرمايد : « نديدم كسى را كه براى آن هدف يك چنين كارى انجام بدهد » ؛ در صورتى كه مىتوانيم بگوييم اگر انسانى مطمئن باشد ، براى اين عمل خاص ، در آخر ماه يك چند هزار تومانى گيرش مىآيد ، احتمال قوى مىدهم كه مواظب باشد بر اين خط . و نكند به اين كه وعدههاى پروردگار در نزد ما ارزش اين وعدههايى كه گاهى عوايدى مادى دارد ، نداشته باشد ! از اين رو ، آن كه در علم كلام و اينها بيان مىكنند ، مىگويند به اين كه آن ايمان و باور هم چنان كه انسان را محرك شود و حركتهاى انسانى معلول آن باورهاست ، آن حركتها هم آن ايمان را تقويت مىكند . و اينها اثرهاى متقابل در هم دارند . باور ، ابتدا پيدا مىشوند و در نتيجهء آن ايمان ، فعاليت شروع مىشود و هر چه فعاليت زيادتر بشود و به سوى آن ايمان و حقيقتى كه درك كرده ، بيشتر كوشش كند و برود ، تابش نور ايمان در دل او زيادتر مىشود :
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ » .
اما دنبالش مىگويد :
« وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » .
چيزى كه كلمه طيب و ايمان را به سوى پروردگار مىبرد و رابطه را قوى مىكند ، العمل الصالح است و مثل ايمان كسانى مىشود كه حقيقتاً وقتى كسى ايمان آنها را ، روش آنها را ، كيفيت كار آنها را ملاحظه مىكند ، در برابرشان خاضع و خاشع مىشود .
در اين عصر هم از پرورش شدههاى آن مكتب به حمد اللَّه پيدا مىشود و بارك اللَّه به اين مكتب كه چنين افرادى مىپروراند ؛ با چه خلوصى از محيط ، از وطن و از همه چيز بريدهاند و با چه شوقى ، نه با ترس و لرز و جبن ، جان خود را در راه آن ايمان و علاقهاى كه دارند ، مىدهند و هيچ ترسى هم ندارند و خوشحال هم هستند . اين
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 396
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٦