چشم بسته شد ، فوراً آن گناه مجسم خواهد شد . از اين رو ، در روايات و تواريخ زيادى مىبينيم . بسر بن ارطاة وقتى كه مىميرد و به درك و اصل مىشود و تا چشم مىبندد ، هنوز روح بيرون نرفته مىگويد بچههاى ابن عباس اذيتم مىكنند .
و حجاج ملعون وقتى كه مىخواهد روحش از بدن به درك برود ، مىگويد سعيد بن جبير حاضر است ، مىگويد من كار دارم و چرا مرا كشتى . بعضى از جنايتها در همان وهلهء اول پيش مىآيد و از ناحيه محكمه نيست . فقط جنايت است و حبس است و كتك است تا به محكمه كشيده بشود . بنا بر اين ، آن چيزى كه انسان را بيدار مىكند :
التقوى فوق الايمان بدرجة .
تقواست و تقوا ايمان را تقويت مىكند و هر چه ايمان تقويت شود ، نورى از طرف اللَّه بر دلها مىتابد . شايد بيش از شما از نظر سن اين راه را رفتهايم . آنچه كه ما مطمئن هستيم ، بايد انسان كف نفس كند و خود را آزمايش كند و هميشه دنيا ، دنياى آزمايش است و تكامل از همين راه است و بشر هم براى تكامل آمده است و چه نيكو است كه ما داريم به رأى العين مىبينيم خداوند ما را در همين قضاياى ايران و انقلاب و امثال اينها قدم به قدم به جلو مىبرد و از ابتدا ما خيال مىكرديم انقلاب شد و طاغوت از بين رفت ، مىنشينيم دنبال درس و مطالعه و بحث و مثل سابق ؛ ديگر همه چيز تمام شد . يك دفعه ديديم اول كار است . بعد دوباره هى كارهاى مختلف پيش آمد ، هى با حوادث مبارزه كردند و مبارزه كرديم يك حادثه از بين رفت و ديديم يك حادثه بزرگترى آمد . فهميديم هنوز اول انقلاب است . حالا مىفهميم آنها كه گذشته است ، مقدمه انقلاب بوده . حالا انقلاب است كه بايد افتاد توى ميدان و مبارزه كرد و جنگيد و يا كشته شد و يا كشت و انقلاب را صادر كرد . حالا اولش است ، قدم به قدم ما را پيش مىبرد و توفيق مىدهد و در هر حادثهاى هم آن قدر اظهار لطف مىكند و توفيق مىدهد كه ما را شرمنده مىكند . از اين رو ، همه بايد بگوييم : خدايا نمىدانيم به چى شكر كنيم .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٩