تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
دوشينه شكستيم به يك توبه ، دو صد جام * امروز ، به يك جام ، دو صد توبه شكستيم
169
خرما نتوان خورد از اين خار ، كه كِشتيم * ديبا نتوان بافت از اين پشم ، كه رِشتيم
237
مردمان چشم گشودند و نديدند بجز غير * ما ببستيم دو چشم و به جمالت نگريديم
31
دى در حقّ ما يكى بدى گفت * دل را ز غمش نمىخراشيم
91
يك بار برانداز نقاب از رخ رنگين * تا دل به تو بخشيم و خرد بر تو فشانيم
125
مكن در اين چمنم سرزنش به خود رويى * چنان كه پرورشم مىدهند ، مىرويم
236
اگر از كمند عشقت بروم ، كجا گريزم ؟ * كه خلاص بىتو ، بند است و حيات بىتو ، زندان
158
اميدوار بود آدمى به خيرِ كسان * مرا به خير تو اميد نيست ، شر مَرسان !
210
ياد دارى كه وقت آمدنت * همه خندان بُدند و تو گريان
56 ، 90
مراد خسرو از شيرين ، كنارى بود و آغوشى * محبّت ، كار فرهاد است و كوه بيستونْ سُفتن
152
به مژگان خاك‌هاى راه رُفتن * به ناخن سنگ‌هاى خاره سُفتن
284
ايستادن نفسى نزد مسيحا نفسى * بِهْ زِ صد سالْ نماز است به پايان بُردن
250
مصطفى و سه محمّد مرتضى و سه على * جعفر و موسى و زهرا يك حسين و دو حسن
132
هر دل كه شور عشق ندارد ، كباب كن ! * هر مسجدى كه قبله ندارد ، خراب كن !
183
كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 355 | الشيخ علي المشكيني