تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كسى ننگ دارد ز آموختن * كه از ننگِ نادانى آگاه نيست
145
مرغ هواى عشقم و در پيش چشم من * آفاق دام و هستى ده روزه دانه‌اىست
211
يكى گل در اين نغز گلزار نيست * كه چيننده را زان دو صد خوار نيست
273
اگر نصر ، تاريخ صفّين نوشت * من آنم كه علامه الفين نوشت
154
تا قيامت ، زنده مانَد از برايش مرگ نيست * آن كه تخم نيك‌نامى در جهان ، پاشيد و رفت
145
اى كه از دشوارىِ راه فنا ترسى ، مترس ! * بس كه آسان است اين ره ، مىتوان خوابيده رفت
256
شنيده‌ام سخنى خوش كه پير كنعان گفت * فراق يار ، نه آن مىكُند كه بتوان گفت
151
اين كه تو دارى ، قيامت است نه قامت * وين نه تبسّم كه معجز است و كرامت
129
بس كه بر نالهء دل ، گوش ندادى آخر * هم دل از ناله و هم ناله ز تأثير افتاد
138
ببين معاملهء روزگار را از من * گرفت تير قد و قامت كمانى داد
180
آفرين خداى ، بر پدرى * كه تو پروردْ و مادرى كه تو زاد !
118
آن شنيدم كه رادمرد بزرگ * پايهء مردمى چنين بنهاد
163
پا فشارى و استقامت ميخ * سزد ار عبرت بشر گردد
164
دزدىِ بوسه عجب دزدىِ پُر منفعتى است * كه اگر باز ستانند ، دو چندان گردد !
54
اى خواجه ، جفا و جور تا كى ؟ * آخر همه كس غلام دارد
138
كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 346 | الشيخ علي المشكيني