عقل پرسيد كه دشوارتر از كشتن چيست ؟ * عشق فرمود : فراق ، از همه دشوارتر است
307
فكر شنبه ، تلخ دارد جمعهء اطفال را * عشرتِ امروز ، بىانديشهء فردا خوش است
44
گوش اگر گوش تو ، ناله اگر نالهء من * آنچه البتّه به جايى نرسد فرياد است
179
ما پى تحصيلِ يار و يار ، در دل بوده است * حاصل تحصيل ما ، تحصيل حاصل بوده است
211
ما ز آغاز و ز انجام جهانْ بىخبريم * اوّل و آخر اين كهنه كتاب ، افتاده است
44
ماه بر آناند كه چون روى توست * ادّعاست
124
مىكشمت سوى خود ، اين كشش از عشق ماست * گر دلِ تو آهن است ، عشق منْ آهنرباست
251
نيست مشكلْ كوه را آسان ز جا برداشتن * آنچه نتوانش ز جا برداشت ، بار منّت است
284
هرگز حديث حاضر و غايب شنيدهاى ؟ * من در ميان جمع و دلم جاى ديگر است
137
شترى در ميانهء دو خدا * راست گو در كجاى قرآن است
220
كمند مهر چنان پاره كن كه گر روزى * شوى ز كرده پشيمان ، به هم توانى بست
156
سربلندى بين كه دايم در سرم سوداى اوست * قيمت هر كس به قدر همّت والاى اوست
115
قسم به روى تو جانا كه قبلهء دل ماست * كه گر غمى است مرا آنهم از جدايى توست
62
هر كس به آرزويى و مايل به جانبى است * من غير دوست ، هيچ نخواهم به جان دوست !
173
از ستمهاى تو هر چند شكايت نكنم * جورِ بر من مكن امروز كه فردايى هست !
166