له ، و أوّل من يدخل الجنّة ، و قد كنيتك به ، فأنت أبو محمّد صلى الله عليه و آله ، فقال آدم : الحمد للَّهالّذي جعل من ذرّيّتي من فضلّه بهذه الفضائل ، و سبقني إلى الجنّة و لا أحسده .
« 1 »
أولاد عبد المطّلب أعمام النبي صلى الله عليه و آله و عليّ عليه السلام
قال جابر الأنصاري :
سئل رسول اللَّه عن ولد عبد المطّلب ، فقال : عشرة و العبّاس . قال الصدوق رحمه الله : و هم عبداللَّه ، و أبو طالب ، و الزبير ، و حمزة ، و الحارث و هو أسنّهم ، و الغيداق ، و المقوّم ، و حجل ، و عبد العزّى و هو أبولهب ، و ضرار ، و العبّاس .
« 2 »
هامش
( 1 ) . در كتاب سعدالسعود است كه در حديث آمده : آدم به گروهى از ذريهاش نگاه كرد كه نورشان مىدرخشيد . آدم پرسيد : اينان چه كسانىاند ؟ خدا فرمود : پيامبران از نسل تو اند ، پرسيد : پروردگارا ! چرا نور آخرين پيامبر از همه تابانتر است ؟ فرمود : زيرا بر همگى برترى دارد . پرسيد : پروردگارا ! نام اين پيامبر چيست ؟ فرمود : پيامبر ، رسول ، امين ، نجيب و همرازم است . . . از حاملان عرشم و ديگر آفريدگانم در آسمانها و زمين عهد گرفتهام به دو ايمان آورده و نبوتش را بپذيرند .
اى آدم ! به دو ايمان آور ، تا بيشتر به من نزديك بشوى و نزدم مقامت بالاتر رود و برترى و نور و وقارت پيش من افزون شود .
آدم گفت : به خدا و فرستادهاش محمّد ايمان آوردم . خدا فرمود : اى آدم ! فضل ( بخشش ) و گرامىداشتم را برايت واجب كرده و بر آن افزودم . اى آدم ! تو نخستين پيامبر و رسولى . فرزندت محمّد آخرين پيامبر و رسول است . روز قيامت اولين كسى است كه از خاك سر برمىدارد . نخستين فردى است كه لباس بر تنش مىكنند و به سوى صحراى محشر كه همگان در پيشگاه خداى مىايستند ، بُرده مىشود .
اولين شفاعت كننده و نخستين كسى است كه شفاعتش پذيرفته مىشود . اولين شخصى است كه بر درهاى بهشت مىكوبد . نخستين فردى است كه برايش درهاى بهشت گشوده مىشود . اولين شخصى است كه وارد بهشت مىشود . كنيهء او را بر تو نهادم و « ابو محمّد » كنيهء توست .
آدم گفت : سپاس خدايى را كه از نسلم كسى را قرار داد كه بدين فضائل و برترىها او را بر ديگران برترى بخشيد و در رفتن به بهشت بر من پيشى مىگيرد ؛ امّا من حسادت نمىكنم ( سعد السعود ، ص 35 ؛ بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 240 ) .
( 2 ) . جابر انصارى مىگويد كه از رسول خدا دربارهء فرزندان عبدالمطّلب پرسيده شد . فرمود : ده نفر بودند ، به اضافهء عبّاس . صدوق گفته كه عبارتند از : عبداللَّه ، ابوطالب ، زبير ، حمزه ، حارث ( كه پيرترين بود ) ، غيداق ، مقوّم ، حجل ، عبدالعزى ( ابولهب ) ، ضرار و عبّاس ( الخصال ، ص 453 ؛ بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 127 ) .