أبي طالب فقرأه عليه فلمّا سمع النبي صلى الله عليه و آله كلام تبّع قال : مرحباً بالأخ الصالح ثلاث مرّات ، و أمر أبا ليلى بالرجوع إلى المدينة .
« 1 »
عالَمها و آدمها
بدان كه قافلهء بنى آدم ، از زمان آفرينش آدم ابوالبشر و طىّ مسير دنيا و برزخ و قيامت و دخول در بهشت و دوزخ ابدى ، سه مرحله از حيات را طى مىكند : مرحلهء اوّل : گذراندن دنيا ، به منظور توجيه تكاليف و آزمايش . مرحلهء دوم : عالم برزخ ، براى انتظار قيامت و پيوستن آخرين به اوّلين . مرحلهء سوم : صحنهء قيامت براى حضور در محكمهء الهى و داورى و ظهور نتيجهء آزمايشها از پاداش و كيفر ؛ و پس از اين سه مرحله - كه طول مدّت هيچ يك براى ما معلوم نيست و جز خداوند ، احدى از آنها اطّلاع ندارد - اين قافلهء عظيم ، وارد درياى بىكران نعمت ابدى يا عذاب جاودانى مىشوند . غرض اين است كه : آيا بنى آدم ، و طىّ مراحل سه گانه - كه عوالم آنهاست ، يك بار است و يك آدم با نسلش و يك دنيا و يك برزخ و قيامت داريم و يا آن كه پيش از آدمِ جدّ ما ، آدمهايى با اولاد و مراحل سه گانه بودهاند ، كه همهء آنها پس از طىّ مراحل خاص خود وارد بهشت و دوزخ ما يا بهشت و دوزخ مختص خودشان
هامش
( 1 ) . در مناقب آمده كه پادشاه تُبّع اوّل نامهاى خطاب به پيامبر نوشته ، ايمان و اسلام آوردنش را در آن بيان كرد . نيز آن كه جزء امت اوست تا وى را مشمول شفاعتش گرداند . عنوان نامه چنين بود :
« به محمّد بن عبداللَّه ، خاتم پيامبران و فرستادهء پروردگار جهانيان ، از تُبّع اوّل » نامه را نوشت و به دانشمندى داد كه خيرخواه او بود ، سپس در منطقه هند در گذشت .
بين درگذشت او و ولادت پيامبر هزار سال فاصله افتاد ! وقتى رسول خدا مبعوث شد و بيشتر اهالى مدينه به دو ايمان آوردند ، نامه را به ابوليلى دادند . پيامبر را در قبيلهء بنى سليم ديد و رسول اللَّه وى را شناخت و پرسيد : ابوليلى تويى ؟ عرض كرد : آرى . فرمود : نزدت نامهء تُبّع اوّل است . ابوليلى شگفت زده شد !
فرمود : نامه را بده ، ابوليلى نامه را آورد و به رسول اللَّه تقديم كرد . پيامبر به على بن ابىطالب داد تا برايش بخواند . وقتى پيامبر سخنان تُبّع را شنيد ، سه بار فرمود : درود بر برادر شايستهمان ! سپس دستور داد ابوليلى به مدينه باز گردد ( مناقب آل ابي طالب ، ج 1 ، ص 18 ؛ بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 224 ) .