شعر
دل از تو بر نگيرم و مهر از تو نگسلم * صد بارم ار برانى و از در جدا كنى
( ذوقى )
شعر
نيست مشكلْ كوه را آسان ز جا برداشتن * آنچه نتوانش ز جا برداشت ، بار منّت است
شعر
من آن نگين سليمان ، به هيچ نستانم * كه گاه گاه ، بر آن دست اهرمن باشد
( حافظ )
شعر
دائم جوانم از مدد همّت بلند * يعنى ز بار منّت كس ، خَم نگشتهام
( غنى )
شعر
به مژگان خاكهاى راه رُفتن * به ناخن سنگهاى خاره سُفتن
به بىتقصيرى ، اندر حبس تاريك * پيام حكم قتل خود شنُفتن
مرا خوشتر بود از يك تملّق * به نزد مردمان سِفله گفتن
( يزدى )
الخدمة للخلق
روى إسماعيل قال : قلت للصادق عليه السلام : ذهب أصحابي يطوفون ، و تركوني أحفظ متاعهم ، قال : أنت أعظم أجراً منهم . و قال مرازم : كان يذهب رفيقي لزيارة النبيّ صلى الله عليه و آله و يدعني وحدي ، فقال الصادق عليه السلام : قعودك عند المريض أفضل من صلاتك في المسجد النبوي صلى الله عليه و آله .
« 1 »
هامش
( 1 ) . اسماعيل [ راوى ] نقل مىكند كه به امام صادق عرض كردم : دوستانم به طواف كعبه رفتهاند ؛ امّا مرا اين جا گذاشتهاند تا از اثاثيهشان مواظبت كنم . فرمود : پاداش تو بيش از آنان است .
مرازم مىگويد : دوستم براى زيارت قبر پيامبر مىرفت و مرا تنها مىگذاشت . امام صادق فرمود : نشستن نزد بيمار توسط تو بهتر از نمازگزاردن در مسجد نبوى است ( الكافي ، ج 4 ، ص 545 ؛ وسايل الشيعة ( آل البيت ) ، ج 13 ، ص 313 ) اين حديث تقطيع و به گونهاى نقل به معنا شده است براى ملاحظهء حديث كامل به منبع اصلى آن مراجعه شود .