بيان [ ترجمه گونه : به پيامبر صلى الله عليه و آله ، پنج ويژگى داده شده كه به كسى قبل از او داده نشده است ] : اوّل : همهء روى زمين بر او و امّتش قابل سجده و تيمّم است ؛ دوم : خدا او را در جنگها به وسيلهء افكندن رعب در دل دشمن پيروز مىكرد ؛ سوم : غنايم جنگى بر او و سپاهيانش حلال بود و بر امّتهاى پيشين حلال نبود ؛ چهارم : سخنان او كه سراپا علم و حكمت بود ؛ پنجم : مقام والاى شفاعت در آخرت .
قصةٌ عجيبةٌ
عن مولانا الصادق عليه السلام قال : كان رجل شيخ ناسك يعبد اللَّه في بني إسرائيل فبينا هو يصلّى و هو في عبادته إذ بصر بغلامين صبيّين أخذا ديكاً و هما ينتفان ريشَه ، فأقبل على ما فيه من العبادة و لم ينههما عن ذلك ، فأوحى اللَّه إلى الأرض أن سيخى بعبدي فساخت به الأرض .
« 1 »
بيان : ديك : خروس ؛ ريش : پَر ؛ سيخى : فرو بر .
معروف و منكر خليفهاند
عن النبيّ صلى الله عليه و آله : المعروف و المنكر خليفتان ينصبان للناس ، فيقول المنكر لأهله إليكم إليكم و يقول المعروف لأهله : عليكم عليكم .
« 2 »
بيان : مراد از معروف ، عمل نيك است ؛ اعم از واجب و مستحب و مراد از منكر عمل زشت است ، اعم از حرام و مكروه . و إليكم ، اسم فعل است به معناى دور شويد .
عليكم نيز اسم فعل است به معناى بگيريد و حاصل خبر ، تشبيه اعمال حسنه به
هامش
( 1 ) . مولايمان امام صادق عليه السلام فرمود : پيرمردى عابد بود كه ميان بنى إسرائيل خدا را پرسش مىكرد . بين نماز و هنگام عبادت ديد دو پسر بچه خروسى را گرفته و زنده زنده پرهايش را مىكنند ؛ امّا همچنان به عبادت خود ادامه داد و كودكان را از كارشان باز نداشت . خدا به زمين خطاب كرد : بندهام را فرو بر ! زمين عابد را بلعيد و در خود فرو برد ! ( الأمالي ( الشيخ الطوسى ) ، ص 669 ؛ بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 88 ) .
( 2 ) . پيامبر صلى الله عليه و آله : معروف و منكر ، دو خليفهاند كه بر مردمان منصوب مىشوند . منكر ( زشتى و بدى ) به پيروانش مىگويد : از من دور شويد ، دور شويد . معروف ( خوبى ) به پيروانش مىگويد : مرا بگيريد ، بگيريد [ و عمل كنيد ! ] ( المجازات النبوية ، ص 328 ؛ بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 70 ) .