گفتمش چيست گفتهء عطار ؟ * گفت : پند است و حسن حالى چند
( الكنى و القاب العطّار )
شعر
شيئان عجيبان هما أبرد من يخ * شيخ يتصبّى و صبّى يتشيّخ « 1 »
دعاء الأوجاع
قال ذريح : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يعوّذ بعض ولده و يقول : عزمتُ عليك يا ريح و يا وجع كائناً ما كنتَ بالعزيمة الّتي عزم بها عليّ بن أبي طالب أمير المؤمنين عليه السلام رسول رسول اللَّه صلى الله عليه و آله على جنّ وادي البصرة فأجابوا و أطاعوا ، لمّا أجبتَ و أطعتَ ، و خرجتَ عن ابني فلان ابن ابنتي فلانة الساعة الساعة .
« 2 »
بيان : يعنى : براى حفظ او دعا كرد يا دعا نوشت
و « عزمت عليك » : لمّا فعلت
؛ يعنى سوگندت مىدهم كه چنين كنى . و ظاهر خبر اين است كه نيكوست براى هر گونه بيمارى و آسيب محتمل و يا موجود اين دعا خوانده شود ؛ ولى بايد معلول باشد كه رواياتى كه براى هر بيمارى و آسيب بدن و اعضا ، دعا و ذكر تعيين مىكند در مقابل مراجعه به دكتر و دارو و معالجه با وسايل روز نيست ؛ بلكه توجيه انسان به توسّل به قدرت پشت پرده و مشيت بالغهء حقّ است كه تأثير همهء علل و اسباب ظاهرى معلوم و مسبّب آن است و چه نيكوست انسان همراه انجام وظايف ظاهرى ، اعتماد قلبى به مسبب الاسباب داشته باشد . و نيز بايد دانست كه مخاطب در اين خبر و امثال آن هر چند به ظاهر ، بيمارى يا ناراحتىهاى ديگر است ، ولى در حقيقت
هامش
( 1 ) . دو چيز خنكتر از يخ است : فرد پيرى كه بچهگانه رفتار كند و كودكى كه به گونهء بزرگان عمل نمايد !
( 2 ) . ذريح مىگويد كه شنيدم ابوعبداللَّه [ امام صادق ] براى يكى از فرزندانش چنين تعويذ ( حرز ) مىخواند يا نوشت : اى باد و اى درد ! هر چه هستى ، به همان تعويذى كه دربارهء تو على بن ابى طالب خواند ( آن هنگام كه به عنوان فرستادهء رسول خدا به سوى اجنّه در وادى بصره رفت و اينان از امام اطاعت كردند و خواستهاش را برآوردند . ) سوگندت مىدهم تو هم از من پيروى كن و خواستهام را برآور و از تن پسرم ، فلانى فرزند دخترم ، فلانى هم اكنون بيرون برو ! ( الكافي ، ج 8 ، ص 85 ؛ بحار الأنوار ، ج 92 ، ص 50 ) .