نيست جز اجماع بر عدم جواز مزاحمت ؛ ولى در اخبارىكه راجع به احكام مساجد خواهد آمد ، بايد دقّت شود .
4 . مسجد ، از امكنهء عامّه است و ماهيت وقف آن ، به نحو فكّ ملك و آزاد كردن زمين از قيد ملكيّت و حبس كردن و قرار دادنِ آن است در جهت استفادهء مردم براى عبادت ، از قبيل : نماز ، دعا ، قرائت قرآن ، تدريس علوم دينى ، افتا يا نقل فتوا و مسائل ، وعظ و ارشاد ، سخنرانى مذهبى و ساير امور عبادى . پس مضمون سخن يا عمل واقف اين است :
حرّرت رقبةَ الأرض ، و جعلتُها حبساً في سبيل عبادة اللَّه . « 1 »
و بدين جهت ، داخل مىشود تحت آيهء « وَأَنَّ المَساجِدَ لِلَّهِ » . « 2 » و بنابراين ، سبقت هر شخصى در اشغال محلّى از آن ، سبب تقدّم او و حرمت ازعاج و راندن وى خواهد بود .
5 . ثابت شدن حقّ اولويّت براى تصرّف كنندهء محلّى از مسجد ، غير از حرمت ازعاج و راندن متصرّف ، مورد اشكال است ؛ و فرق بين دو مطلب در اين است كه : بر فرض ثبوت اولويّت ، عمل دومى غصب و عبادتش در آن باطل است ، به خلاف آن كه فقط حكم تكليفى باشد ؛ لكن دو روايت در اين باب وارد است كه دلالت بر ثبوت حق مىكند :
1 .
مرسل محمّد بن اسماعيل عن الصادق عليه السلام [ سُئل : ] نكون بمكّة أو بالمدينة أو الحيرة أو المواضع التي يرجى فيها ، فربّما خرج الرجل يتوضّأ فيجيئ آخر ، فيصير مكانه ؟ فقال عليه السلام : « مَن سبق إلى موضع ، فهو أحقّ به يومه و ليلته » . « 3 »
محمّد نامى از امام صادق عليه السلام سؤال كرد : ما گاهى در محلّى از مكّه يا مدينه يا حيره يا مكانهاى شريف ديگر هستيم ؛ يكى از ما براى وضو گرفتن بيرون مىرود ، ديگرى مىآيد و جاى او را مىگيرد ؟ فرمود : « هر كس به محلّى سبقت جست ، تا يكشبانه روز ، حقّ اولويّت دارد » .
هامش
( 1 ) . يعنى : رقبهء زمين را آزاد نموده و آن را در راه عبادت الهى ، قرار دادم .
( 2 ) . سورهء جن ، آيهء 18 .
( 3 ) . الكافي ، ج 4 ، ص 547 ، ح 33 ؛ وسائل الشيعه ، ج 5 ، ص 278 ، ح 6541 .