و مرحوم شيخ طوسى ، « 1 » در اين مسئله ، مخالفاند و قائل به اينكه آب نهر انشعابى ، در اباحهء اوّليّهء خود ، باقى است .
تبصرهء 2
مراد از آب اصلى و آب عمومى كه بحث از حيازت و احياى آن مىشود ، آبهاى خدادادى است كه استخراجش به دست بشر انجام نيافته ، نظير چشمههاى خدادادى و آبهاى سرازير شده از ذوبان يخها و برفها و نحو آن .
11 . احيا و تملّك چشمههاى خدادادى و يا نهرهاى كوچك ، مباح بالأصالة ، به وسيلهء پاكسازى راه آب و رفع موانع ، و جلوگيرى از پراكنده و تلف شدن ، و مهيّا كردن زمينهاى مربوطه براى مشروب شدن از آن ، تحقّق مىيابد ؛ و پس از تحقّق اين امور ، ديگران را حقّ تملّك و استفاده از آن در فرضى كه براى همه كافى نباشد ، نخواهد بود .
و حكم احيا براى امور ديگر ، مانند : استخر شنا ، كندن حفره يا حوض براى يخگيرى و جمع آب باران براى زراعت ، جمع آب نمك براى نمكگيرى از ماذُكر ، معلوم مىشود .
هامش
( 1 ) . نك : المبسوط ، ج 3 ، ص 281 .