قسم سوم : مَوات بالعَرَض است
و آن ، بر دو نوع است :
اوّل آن كه : حالت سابقهء آن ، آباد اصلى بوده ، مانند آن كه جنگل يا نيزار يا علفزارى خشكيده و به شكل زمينِ بدون نبات درآمده [ است ] .
حكم اسلامى اين فرض ، روشن است ؛ چه آن كه قبلًا ملك امام بوده و پس از خرابى نيز در همان حالت ، باقى خواهد ماند .
نوع دوم آن كه : حالت سابقه ، محياة بالعرض و زمينى آباد شده به دست بشر بوده و سپس متروك افتاده تا آن كه مخروبه شده [ است ] .
و اين قسم ، داراى صُور زير است :
1 . حالت سابقه ، ملك شخصى باشد از راه احيا و آباد كردنِ موات .
2 . حالت سابقه ، ملك شخصى باشد از راه ارث ، خريد ، هبه و غيره .
3 . حالت قبلى ، ملك ملّى باشد ، مانند زمين مفتوحُ الْعَنوة .
4 . حالت قبلى ، وقف تمليكى خاص يا عام باشد ، مانند وقف بر اولاد ، يا بر عناوين مانند فقرا ، علما و غيره .
5 . حالت قبلى ، وقف تحريرى ، يا وقف بر جهت باشد ، مانند : مسجد ، مدرسه ، مقبره ، پل ، يا املاكى كه وقف اين عناوين و در جهت آنها ، و يا مثلًا وقف تعزيهدارى ، تبليغ دين ، تزويج عَزَبها « 1 » و غيره باشد .
امّا صورت اوّل و دوم ، اظهر از نظر دليل آن كه : احيا و آباد كردن اين دو قسم ، براى هر شخصى ، جايز است ، گرچه سد سال از متاركهء مُحيىِ اوّل نگذشته باشد . و احوط ، عدم تصرّف تا سه سال ؛ و احوط از آن آن كه : مادامى كه مالك قبلى ، اعراض نكرده ، كسى تصرّف نكند . حكم فوق ، از روايات زير ، استفاده مىشود :
1 . صحيح معاوية بن وَهْب از حضرت صادق عليه السلام :
« أيّما رجل أتى خربة بائرة فاستخرجها ،
هامش
( 1 ) . عَزَب : مجرّد ، مرد بدون همسر .