« و ما كان لنا فهو لشيعتنا » . « 1 »
و ما قبلًا بيان كرديم كه اين بخشش ، در زمان سلطهء جائران و عدم بسط يد رهبران حقّهء الهى است ، چه زمان حضور امام باشد و چه زمان غيبت .
3 . خبر عمر بن يزيد از حضرت صادق عليه السلام :
« كان امير المؤمنين عليه السلام يقول : من أحيا أرضاً من المؤمنين ، فهي له ، و عليه طسقها ، يؤدّيه إلى الإمام في حال الهدنة ؛ فإذا ظهر القائم ، فليوطّن نفسه على أن تؤخذ منه » ؛ « 2 »
امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود : « هر كس از مؤمنان ، زمينى را احيا كند ، زمين از آنِ او و مالياتش برعهدهء او خواهد بود كه به امام وقت ، تأديه كند . و چون قائمِ به عدل ، ظهور كند ، خود را آماده سازد كه از او بگيرند » .
و معناى « يؤدّيه إلى الإمام » على الظاهر ، همان استحقاق است ، گرچه طبق روايات گذشته ، در حال عدم بسط يد امام ، عفو از آن ، ثابت شده است .
قسم دوم : آباد بالأصالة
يعنى زمينى كه بطبعه و نه به دست بشر ، آباد است ، مانند : جنگلها ، نيزارها ، مرغزارها ، علفزارهاى سرسبز ، و غيره .
دربارهء اين موضوع ، دو مسئله ، قابل طرح است :
مسئلهء 1 . اين قسم از اراضى ، جزء انفال و ملك امام و رهبر است ؛ و بالمآل ، جزء اموال دولت اسلامى محسوب مىگردد .
ادلّهء زير ، شاهد مدّعاى فوق است :
1 . اخبارى كه در مسئلهء اوّل از قسم سابق گذشت ، كه دلالت داشتند بر اينكه : همهء زمين ، از آنِ امام است .
2 . موثّقهء ابان از حضرت صادق عليه السلام :
« و كلّ أرض لا ربّ لها » ؛ « 3 »
هر زمين بىصاحب ، از آنِ امام است .
هامش
( 1 ) . كتاب المكاسب ، ج 4 ، ص 13 و 14 .
( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 4 ، ص 145 ، ح 404 ؛ وسائل الشيعه ، ج 9 ، ص 549 ، ح 12687 .
( 3 ) . تفسير القمّى ، ج 9 ، ص 531 ، ح 12644 ؛ وسائل الشيعه ، ج 9 ، ص 532 ، ح 12644 .