ثلاث سنين متوالية لغير ما علّة ، اخذت من يده ، ودُفعت إلى غيره » . « 1 »
امام كاظم عليه السلام فرمود : « زمين ، مال اللَّه است كه وقف بندگان خود كرده ؛ اگر كسى زمينى را يك سالِ پىدرپى ، بدون عذر ، معطّل گذارد ، از دستش گرفته و به ديگران داده مىشود » .
6 . فرمايش حضرت صادق عليه السلام :
« من اخذت منه أرض ، ثمّ مكث ثلاث سنين لا يطلبها ، لم يحلّ له بعد ثلاث سنين أن يطلبها » . « 2 »
امام صادق عليه السلام فرمود : « كسى كه زمينش را گرفتند ، سه سال گذشت كه مطالبه نكرد ، پس از سه سال ، حقّ مطالبه ندارد » .
توضيح
پس از ملاحظهء روايات مذكور ، خصوصاً باتوجّه به تصريح برخى از صحاح آنها به اينكه مُحيىِ دوم ، سزاوار تملّك و تصرّف است و نه مُحيى اوّل ، مدّعاى ما در اصل مسئله روشن مىشود ؛ لكن روايت زير خالى از تعارض و تنافى با آنها نيست .
صحيح سليمان بن خالد : سألتُ أبا عبداللَّه عليه السلام عن الرجل يأتي الأرض الخربة ، و فيستخرجها ، و يجري أنهارها ، و يعمرها و يزرعها ؛ ماذا عليه ؟ قال : « الصدقة » قلت : فإن كان يعرف صاحبها ؟ قال :
« فليؤدّ إليه حقّه » . « 3 »
از امام صادق عليه السلام سؤال شد : مردى به زمين خرابهاى مىرسد ، آن را از حالت خرابى بيرون مىآورد ؛ نهرها را جارى و آن را آباد و زراعت مىكند ؛ چه حقّى برعهدهاش تعلّق مىگيرد ؟ فرمود : « صدقه » گفته شد : اگر صاحب قبلىِ آن را بشناسد ؟ فرمود :
« حقّش را به او ادا كند » .
بنابراين ، يكى از راههاى زير را در حلّ اختلاف ، مىتوان رفت :
1 . قائل شدن به عدم جواز احيا تا سه سال و جواز آن پس از سه سال ؛ به دليل جمع كردن ميان روايت سليمان و روايات گذشته . و قرينهء اين جمع ، [ دو ] روايت 5 و 6 است .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 5 ، ص 297 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 345 ، ح 32274 .
( 2 ) . الكافي ، ج 5 ، ص 297 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعه ، ج 25 ، ص 434 ، ح 32291 .
( 3 ) . تهذيب الأحكام ، ج 7 ، ص 148 ، ح 658 ؛ وسائل الشيعه ، ج 25 ، ص 411 ، ح 32237 .