أحيا أرضاً ميتة ، فهي له » ؛ « 1 »
كسى كه نهالى غرس كند ، يا نهر آبى احداث نمايد كه قبل از وى كسى آن را متصرّف نشده ، يا زمين مواتى احيا كند ، از آنِ او خواهد بود .
مسئلهء 4 . طبق آنچه گفته شد - كه ملكيّت حقيقى زمينهاى مَوات ، از آنِ امام و دولت اسلامى است - مقتضاى قاعده آن است [ كه ] : اگر كسى در آنها تصرّف كند ، بايد مالى به موازات استفادهء خويش بپردازد ، مگر آن كه هبه يا اسقاط حقّى در ميان باشد ؛ و اين مال ، غير از صدقه و زكات است كه در برخى از روايات بدان تصريح رفته است ؛ چه آن كه صدقه ، متعلّق به غلّات زكوى ؛ و اين مال ، مربوط به رقبهء زمين است .
مطلب فوق ، از روايات زير استفاده مىشود :
1 . صحيح كابلى از حضرت باقر عليه السلام
: « فمن أحيا أرضا من المسلمين ، فليعمّرها ، وليؤدّ خراجها إلى الإمام من أهل بيتي ، وله ما أكل منها . . . إلّاماكان في أيدي شيعتنا ؛ فإنّه يقاطعهم على ما في أيديهم ، و يترك الأرض في أيديهم » . « 2 »
2 . صحيح عمر بن يزيد از حضرت صادق عليه السلام :
« و كلّما في أيدي شيعتنا من الأرض ، فهم فيه محلّلون حتّى يقوم قائمنا ، فيجبيهم طَسْقَ ما كان في أيديهم ، و يترك الأرض في أيديهم » . « 3 »
كلمهء « فيجبيهم » با جيم به معناى جمعآورى ؛ و با حاء ، به معناى بخشيدن است ؛ و به هر حال ، دلالت دارد بر اينكه در مقابل تصرّف زمينهاى موات ، بايد مالياتى پرداخت ، خواه عفو شود يا گرفته شود .
مرحوم شيخ انصارى در مكاسب پس از نقل روايت فوق فرموده :
ممكن است اين خبر را بدين معنا حمل كنيم كه زمين برحسب طبع اوّلى ، بايد مورد تعلّق ماليات باشد ؛ و چون امام مطالبه كند ، واجب است پرداخته شود ، لكن امامان - يعنى دولت مستضعف و محروم - از حقّ خويش آن را بخشيدهاند ، چنانچه در روايت ديگر نيز اشاره به بخشش آن شده است :
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 5 ، ص 280 ، ح 6 ؛ وسائل الشيعه ، ج 25 ، ص 413 ، ح 32244 .
( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 407 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعه ، ج 25 ، ص 415 ، ح 32246 .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 408 ، ح 3 ؛ وسائل الشيعه ، ج 9 ، ص 548 ، ح 12686 .