6 . شاهد بايد راجع به آنچه گواهى مىدهد ، مطمئن و عالم باشد ؛ و اداى شهادت ، با شكّ و ترديد ، باطل و غير نافذ است . دليل مطلب ، آيات و روايات زير است :
الف - « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » ؛ « 1 » دنبال چيزى كه بدان علم ندارى ، نبايد به روى .
ب - « إلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ » ؛ « 2 » در روز رستاخيز ، شفاعت آن كس مورد قبول است كه گواهى او به حق و توأم با علم باشد .
آيه گرچه مربوط به قيامت است ، ولى اشارهء ضمنى به اين مطلب دارد كه صحّت و كمال شهادت ، توقّف به يقين باطنى دارد .
ج - روايت علىّ بن غياث از امام صادق عليه السلام كه فرمود : « هيچ شهادتى را تا هنگامى كه بر تو مانند كف دستت روشن نشده ، نبايد ادا كنى » . « 3 » د - خبر مرسل محقّق از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود :
« هل ترى الشمس ؟ على مثلها فاشهد أو دع » ؛
« 4 » آيا اين آفتاب را مىبينى ؟ اگر اين چنين روشن باشد شهادت ده و گر نه ساكت باش .
7 . در كيفيّت حصول علم و طريق تحقّق آن ، راه مخصوصى تعيين نشده ؛ و فرقى نيست در اينكه به واسطهء مشاهده و از راه قوّهء باصره باشد ، يا قوّهء سامعهء وى ، يا قوا و طُرق ديگر ، گرچه امور خارجيّهء مشهود بها مختلفه است كه برخى با مشاهده ، نظير :
غصب ، دزدى ، قتل ، جرح ، اتلاف مال و غيره ؛ و برخى ديگر با سماع و شنيدن ، مانند :
نسب كه مثلًا فلانى فرزند فلان كس است ، اقرار كردن ، جارى كردن عقد ، فحش ، غيبت ، تهمت و غيره ؛ و قسمتى ديگر از راه تحقّق آثار يا مقدّمات آن ، معلوم مىگردد ، مانند : عدالت ، ايمان و غيره .
8 . شهادت دادن بر ثبوت چيزى ، به استناد امارات و اصول شرعيّه ، جايز است ؛
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 36 .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 86 .
( 3 ) . « لا تشهدنّ بشهادة حتّى تعرفها كما تعرف كفّك » ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 383 ، ح 3 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 322 ، ح 33841 .
( 4 ) . فقه القرآن ، ج 1 ، ص 397 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 342 ، ح 33883 .