على والده » ؛
« 1 » گواهى فرزند عليه پدر ، قابل نفوذ نيست .
لكن اظهر ، قبول آن است ؛ چه آن كه معناى شهادت ، تكذيب نيست ؛ و ممكن است پدر بدهى خود را مثلًا فراموش كرده باشد ؛ و فرضاً اگر تكذيب باشد ، چه عيبى دارد ؛ مدّعى كاذب را بايد تكذيب كرد ، گرچه پدر باشد ؛ و اين خود ، احسان و نيكى بر پدر است كه او را تسليم حق كند و ذمّهء او را از بدهى مردم ، فارغ سازد . و خبر صدوق ، چون مرسله است ، حجّت نيست و آيهء شريفهء 135 نساء مىگويد : « كُونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أنْفُسِكُمْ أوِ الْوالِدَيْنِ وَ اْلأَقْرَبينَ » ؛ شما مردم بايد شديداً قيام به عدالت كنيد و شهادت براى خدا دهيد ، گرچه به ضرر خود و يا اقوام و خويشانتان باشد .
4 . شهادت كسى كه گدايى و سؤال به كف را پيشهء خود كرده باشد ، نافذ نيست .
دليلْ آن [ است ] كه علىّ بن جعفر در خبر صحيح از امام كاظم عليه السلام پرسيد : آيا شهادت سائل به كف ، نافذ است يا نه ؟ حضرت فرمود : « پدرم امام صادق ، شهادت سائل به كف را نمىپذيرفت » . « 2 » و امام باقر عليه السلام فرمود : « اطمينانى به شهادت وى نيست ؛ زيرا اگر چيزى به وى دهند ، خوشحال مىشود ؛ و ندهند ، ناراحت مىگردد » . « 3 » 5 . اگر شاهد ، مطلبى را كه بدان گواهى مىدهد ، در حال فقدان شرط - مانند :
كودكى ، ديوانگى ، فسق و كفر - مشاهده و تحمّل كرده باشد ، لكن وقت ادا نمودن شهادت ، واجد شرايط لازم باشد ، صحيح و نافذ خواهد بود ؛ چه آن كه اطلاقات ادلّه ، شامل چنين مصداقى نيز مىباشد . و روايات خاصّهاى نيز در باب 39 از ابواب شهادات وسائل وارد است ، مراجعه شود .
هامش
( 1 ) . الفقيه ، ج 3 ، ص 42 ، ح 3286 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 369 ، ح 33968 .
( 2 ) . سألته عن السائل الذي يسئل بكفّه ؛ هل تقبل شهادته ؟ فقال : « كان أبي لا يقبل شهادته إذا سَأل في كفّه » ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 397 ، ح 14 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 382 ، ح 34005 .
( 3 ) . قال أبو جعفر عليه السلام : « لأنّه لا يؤمن على الشهادة ؛ و ذلك لأنّه إن اعطي رضي ، و إن مُنع سخط » ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 396 ، ح 13 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 382 ، ح 34006 .