تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
صورتى كه مرگ يكى از شما و هنگام وصيّتش فرا رسد ، گواهى دو نفر مرد واجد عدالت از خود شما مسلمان‌ها است » . و هم‌چنين آيهء 2 از سورهء طلاق : « در وقت طلاق دادن زن ، دو نفر مردِ داراى عدالت را حاضر كنيد » . و توضيح دلالت دو آيه بر مقصود ، آن [ است ] كه كلمهء عدالت - كه به معناى استقامت است - در نزد عرف عام ، ظهور دارد در درستى و استقامت عملى كه همان مواظبت بر دستورات اسلام است ؛ چه آن كه بىترديد ، استقامت انسان در روش عملى خويش ، جز پيروى از اسلام نيست و با ملاحظهء اين‌كه در صحيحه‌هاى گذشته ، عدالت ، صفت و ملكهء نفسانى معرّفى شده ، معلوم مىشود كه ذكر استقامت عملى در دو آيه ، به عنوان طريقيّت و حكايت از ماهيّت آن است و نه به عنوان بيان حقيقت ذى الطريق .

شرط پنجم - عدم اتّهام است

بدين معنا كه شهادت ، ظهور در جلب نفع شاهد براى خود و يا دفع ضرر از خود نداشته باشد ؛ پس شهادت در موارد زير و امثال آن ، نافذ نيست : 1 . جايى كه خود شاهد ، در مال و يا حقّ مشهودٌ به ، نصيبى دارد ؛ نظير شهادت شريك به نفع شريك ديگر در مال مربوط به هر دو . 2 . شهادت طلبكار به نفع بدهكار مفلس ؛ چه آن كه حصّه‌اى از آن به خود شاهد ، عايد مىشود . 3 . شهادت وصى و قيّم يتيم به نفع يتيم . 4 . شهادت عاقله در قتل خطاى محض ، مانند برادر و عمو ، به اين‌كه مثلًا شهود اثبات قتل ، عادل نيستند . 5 . شهادت وكيل و وصى به فسق شاهدهاى موكّل و موصى . 6 . شهادت يكى از دو شريك خانه‌اى ، مثلًا به اين‌كه شريك ديگر ، حصّهء خود را فروخته ؛ چه آن كه اگر او فروخته باشد ، شاهد مىتواند از مشترى ، اخذ به شفعه كند . 7 . شهادت شخصى عليه كسى كه سابقهء عداوت در جهت امور دنيوى ميانشان
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 445 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي