باشد ، و نه در جهت امر دينى ، همانند اينكه گواه ، مشهود عليه را فاسق و منحرف الْأخلاق بداند .
دليل شرط فوق ، روايت زير است :
خبر معتبر سماعه كه مىگويد : از امام صادق عليه السلام راجع به شهادت مردوده ، سؤال كردم ، فرمود : « شهادت متّهم ، دشمن ، شريك ، به انگيزهء دفع غرامت ، اجير ، تابع و مورد تهمت ، همهء اينان شهادتشان مردود و غير نافذ است » . « 1 »
[ چند مطلب مهمّ ديگر در شهادت ]
1 . اگر پس از شهادت شاهد و قضاوت حاكم ، فسق شاهد و يا فقد شرايط ديگر وى معلوم شود ، سبب باطل بودنِ حكم خواهد بود .
2 . خويشى و نسب و نظاير آن ، مانع قبولى شهادت نيست ؛ و بنابراين ، شهادت پدر دربارهء پسر و همچنين برادر ، عمو ، دايى ، همسر ، رفيق ، مهمان ، ميزبان و غيره ، شهادت هر يك به نفع يا ضرر ديگرى ، مانع پذيرش و نفوذ آن نخواهد شد .
دليل مطلبْ آن كه : اطلاقات ادلّهء شهادت ، شامل اين موارد نيز مىشود ، مضافاً اينكه [ در ] صحيح حلبى از امام صادق عليه السلام در خصوص برخى از مثالهاى فوق ، وارد است : از حضرت ، سؤال كردم از شهادت پدر در حقّ فرزند و فرزند در حقّ پدر و برادر براى برادر ، چه حكمى دارد ؟ فرمودند : « صحيح و نافذ است » . « 2 » 3 . مشهور از علماى اماميّه بر آناند كه شهادت فرزند ، گرچه واجد شرايط باشد ، به ضرر پدر خويش ، نافذ نيست ؛ به دليل آن كه اين گواهى ، سبب ايذا و تكذيب پدر و در نتيجه عاق شدن فرزند است ؛ و نيز صدوق به نحو ارسال ، نقل كرده :
« لا تقبل شهادة الولد
هامش
( 1 ) . عن سماعة ، قال : سألته عمّا يردّ من الشهود ، قال : « المريب و الخصم و الشريك و دافع مغرم و الأجير و العبد و التابع و المتّهم ، كلّ هؤلاء تردّ شهاداتهم » ؛ تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 242 ، ح 599 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 378 ، ح 33995 .
( 2 ) . قال : سألته عن شهادة الوالد لولده ، و الولد لوالده . و الأخ لأخيه ، فقال : « تجوز » ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 393 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 368 ، ح 33965 .