را از غنايم جنگى در غزوات و غيره به تصديق تاريخ . و طبق اين بيان ، معلوم مىشود كه : حصّهء ذى القربى - يعنى امام - پس از رحلت نبىّ اكرم ، تمام مقدارى است كه پيامبر گرامى در حال حيات داشته ؛ چه آنكه امام در همهء شئون مربوط به جنبهء امامت پيامبر و نه جنبهء نبوّت او ، خليفه و جانشين او است .
و امّا حصّهء سه طايفهء ديگر ، البتّه با ملاحظهء اقلّيّت نسبى آنها و زيادتىِ بىحدّ و حصر نصيب آنان - نصف خمس همهء غنايم و فوايد - از مخارج متعارفشان ، به طور وضوح ، روشن مىشود كه شركت آنها به معناى حقّ ارتزاق و بهرهبرى آنها است كه از طريق ولىّ امر و تحت عيلويّت او در مرتبهء مقدّم بر مصارف ديگر مملكتى اداره شوند و عطف آنها در آيهء شريفه ، بدون اعادهء كلمهء « لام » خالى از اشارهء به اين مطلب نيست ؛ پس بر امام و رهبر است كه زندگى اقتصادى طوايف سه گانه را از اين ممرّ خاص ، اداره كند .
مطلب فوق ، با دقّت در روايات زير ، قابل تصديق خواهد بود :
1 . خبر زكريّا بن مالك جعفى از امام صادق عليه السلام [ كه ] در تفسير آيه فرمود : « أمّا حصّة اللَّه ، از يك پنجمِ مربوط به رسول او است كه در راه رضاى اللَّه مصرف كند ؛ و حصّهء پيامبر از خمس ، از آنِ ذى القربى ؛ و حصّهء ذى القربى مربوط به خويشان پيامبر - يعنى امامان - است ؛ و حصّهء يتيمان و فقرا و ابناى سبيل ، مربوط به اين سه گروه است كه از اهل بيت عليهم السلام باشند » . « 1 » 2 . خبر مرسلِ ابن بكير در تفسير آيهء شريفه كه امام عليه السلام فرمود : « حصّة اللَّه از خمس ، از آنِ امام ؛ و حصّهء پيامبر نيز از آنِ امام ؛ و حصّهء ذى القربى ، مربوط به قرابت پيامبر
هامش
( 1 ) . « أمّا خمس اللَّه فللرسول يضعه في سبيل اللَّه ، و أمّا خمس الرسول صلى الله عليه و آله فلأقاربه ، و خمس ذي القربى فهم أقرباؤه ، و اليتامى يتامى أهل بيته ؛ فجعل هذه الأربعة الأسهم فيهم ؛ و أمّا المساكين و أبنا السبيل ، فقد عرفت أنا لا نأكل الصدقة ، و لا تحلّ لنا فهي للمساكين و أبناء السبيل » ؛ الفقيه ، ج 2 ، ص 42 ، ح 1651 ؛ وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 509 ، ح 12600 .