و در مُرسلهء حمّاد ، امام كاظم عليه السلام فرموده : « خداوند براى سادات - بالخصوص - از جانب خويش ، راه معيشتى تعيين فرموده تا نيازشان بر طرف شود و به ذلّت و فلاكت نيفتند » . « 1 » و مانند اينها روايات زيادى است .
و در ثانى : علّت اصلى و ملاك عمده در تشريع مالياتِ صدى بيست ، تعيين بودجهء لازم است براى تشكيل حكومت اسلامى ، و تقويت جنبهء مالى ، و اعداد قُواى مختلف نظامى و انتظامى ، و تأمين مصارف و مخارج كادر ادارى ، و تكميل نظام حكومتى ، و بالاخره ادارهء امور ملّت ، و تقويت جنبههاى مادّى و معنوى آنها ؛ و تشريع چنين بودجه ، تابع تشكيل حكومت ، و دوام و بقاى آن ملازمِ دوام و بقاى حكومت است ؛ و گر نه نظام حكومتى ، بدون بودجه ، همانند انسان بدون تغذيه خواهد بود . و چون در اعصار وجود ائمّهء اهل بيت عليهم السلام پس از زمان امير المؤمنين عليه السلام حكومت راستين و اسلامىِ علوى منحل شده و سلطنت استبدادى و غير اسلامى اموى و عبّاسى در لباس حكومت اسلامى ، سر كار آمد ، امامان و رهبران حقيقى نتوانستند متصدّى وظايف امامت و ولايت جامعه شوند و نه فقط تمام شئون ولايت از آنها سلب گرديد ، بلكه بدان جهت كه غاصبان مقام ولايت به خوبى مىدانستند كه مقام ولايت از آنِ آنها است ، پيوسته آنان را در مضيقه و فشار و خفقان و بالأخره تحت مراقبت شديد قرار داده بودند و پيدايش كمتر اثرى از آثار و شئون مربوط به ولايت و رياست از آنها - نظير اقامهء نماز جمعه ، تصدّى منصب قضاوت ، تصرّف در اموال عامّه ، زمينهاى مفتوح العنوه و غيره - مساوى با هلاكت و اعدام آنها بود . و چگونه ممكن بود با اين وضع ، به همهء شيعيان خود دستور پرداخت اخماس و زَكَوات و جلب و جمع آنها را بدهند ، در صورتى كه در نظر دشمنان و حتّى عامّهء مردم ، روشن بود كه اين امور از شئون حكومت و ولايت ، و مرتكب آن ، دخالت كننده
هامش
( 1 ) . « فجعل لهم خاصّة من عنده ما يغنيهم به عن أن يصيّرهم في موضع الذلّ و المسكنة » ؛ الكافي ، ج 1 ، ص 540 ، ح 4 ؛ وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 513 ، ح 12607 .